اگر از راست نرنجد دل بىحوصلهام * حدّ عشق من و حسن تو كجا تا به كجاست
عشقم از هرچه توان گفت فزونست ولى * مىتوان خواست ترا درخور حسنى كه تراست
با چنين حسن مكن منع من از خواهش خويش * كه ترا ديدن و عاشق نشدن كار خداست
ابر را مايه ز درياست ولى چشم مرا * مژه ابريست كه سرمايه ده صد درياست
هريك از ديده جدا خون دلم صرف كنند * غلطست اينكه اگر كيسه جدا كاسه جداست
پنبه در گوش نه اى گمشدهء وادى عشق * آنكه ره مىزند اين قافله را بانگ دراست
هرچه با خسته دلم غمزهء بىرحم تو كرد * نگه گوشهء چشمان تو عذر همه خواست
عمرها از تو به دل تخم وفا كاشتهام * آنچه برداشتهام حاصل ازين كشت بلاست
پختگى دل به جفاى تو نهادن بودست * آنچه مىسوزدم اكنون طمع خام وفاست
گرچه ناكام توام شادم ازين كز دو جهان * به ولاى شه مردان دل من كامرواست
شه اقليم ولايت على عاليقدر * كه بر آيات جلالش در جهان تنگ فضاست
كبريايش چو درآيد به تجلى صفات * وحدت از كثرت انديشه فتد در كم و كاست
خويش را در بغل قطره نهان مىخواهد * در مقامى كه كفش قطرهفشان بر درياست
بحر از خجلت دستش به عرق مىآيد * قطره را كى سروسامان شكوه درياست
مهر در پيش رخش دست نهد بر سر چشم * ذره را تاب نظربازى خورشيد كجاست
جوهر كل نگشايد گره پيشانى * تا شنيدست كه او نايب تقدير قضاست
اين خدا داند و آن نايب تقدير خدا * كفر را بر سر اين مسئله با دين غوغاست
نه فلك نقطهء موهوم نمايد به نظر * در بر قصر جلالش كه جهان تنهاست
قدرش آنجا كه زند خيمه به صحراى ظهور * عرش را جا ز ادب در پس ديوار خفاست
با تمناى عطاى كفش از گوهر كام * دامن فقر گرانمايهتر از جيب غناست
قبهء بارگه اوست كه از رفعت شأن * چرخ را در كنف سايهء ديوارش جاست
سايهء بام وى آخر به سر چرخ فتاد * بيضهء جغد ببينيد كه در ظل هماست
نه كنون شد شرفش قافلهسالار وجود * قدرش از روز ازل سلسله جنبان قضاست
چرخ اگر كوى تو با كعبه شود مشتبهش * بىتميزيست كه نشناخته دست چپ و راست
بر در كعبهء كوى تو همان قبلهء خلق * كه درو حلقهء در حلقهء چشم بيناست
من در حلقه به گوشى زنم و در رشكم * كه به گوش فلك آوازهء اين حلقه رساست
خون لعل از رگ كان نشتر جود تو گشود * بس كه از رشك عطاى تو تپش در اعضاست
در زمان كف دُربار تو از دعوى جود * خاك در كاسه تر از كان ز خجالت درياست
آب شمشير تو از تشنگيش نرهاند * مرض دشمن جاه تو مگر استسقاست
برق شمشير تو هرگه جهد از ابر غلاف * لشكر خصم ترا وعدهء باران بلاست
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٢٤