تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
ورشمارد هم كسى ز اقسام عشقش دور نيست * در شمار پهلوانان رستمست و گيو و طوس عشق روحانيست بىرنگى زهر آلايشى * عشق شهوت نيست جز سرمايهء آغوش و بوس عشق شهوت دان كه مجبولى « 3 » تو در اخفاى آن * عشق روحانى زند بر بام گردون طبل و كوس در حقيقت عشق نبود غير ميل اتحاد * ميل سعدان با سعود و ميل نحسان با نحوس عاقبت عاشق شود در خاصيت معشوق محض * زانكه باشد اين سلوك نفس نه لهو و فسوس اتحاد عقل و معقولست و داند صدق اين * هر كه دارد در تعقل مذهب فرفوريوس « 4 » هيئت اخلاق معشوقست علم عاشقان * بر مثال علم هيئت صنعت بطليميوس « 5 » فرضها دارند با خود در قياسات وصال * فرضهايى كش ندارد در اكر « 6 » تامِسطيوس « 7 » قطره‌اى از جويبار عشق و صد درياى عقل * يك پياده رستم و سيصد سواره اشكبوس عشق روحانى اگر خواهى ز قرآن ياد گير * نيست شرح عشق روحانى در ارشاد « 8 » و دروس « 9 » نى غلط گفتم كه مطلب از همه عشقست و بس * ورنه كار شرع و اين بازيچه بودى و فسوس وعدهء فردوس و قصر حور دانى بهر چيست * تا خدا را دوست دارد مرد در ضرّا « 10 » و بوس « 11 » زاهدان بهر خدا ترك هوا كى مىكنند * گر ندانند اهل جنت ماكيانند و خروس گرنه ناز و نعمتستى چه خرابه چه بهشت * ورنه عيش و عشرتستى چه هرى « 12 » گير و چه طوس خواهش طفلان پدر را نيست جز بهر مويز * مرد دانا خوب مىداند زبان چاپلوس عشق را از ما سوى غير از خدا منظور نيست * خواه معشوق تو هندى باش و خواهى روم و روس عشق اگر نبود ندارد فرقى از تسبيح سبز * گر ترا شد سبحهء صد دانه كس از آبنوس عشق انتاج ار نباشد در قياسات نظر * منطقى را بحث نبود از قضايا و عكوس « 13 » نفس نامردست او را در غرضها رو مده * چهرهء زن را نمىزيبد بجز رنگ عبوس
هامش
( 3 ) - مجبول ، آفريده شده ، سرشته . ( 4 ) - فرفوريوس ، فيلسوف يونانى ، از حكماى نوافلاطونى قرن سوم ميلادى . آثار وى در نقل فلسفهء يونان در ميان مسلمانان تأثير بسيار داشته است . ابن سينا « اتحاد عاقل و معقول » را به دو نسبت مىدهد . ( 5 ) - بطليميوس ( بطلميوس ، بطليموس ) ، منجم و رياضيدان و جغرافيادان معروف حوزهء اسكندريه در قرن دوم ميلادى ، نفوذ وى در متفكران ( تا اواسط قرن شانزدهم ) بعد از ارسطو بىمانند است . اثر عمده‌اش كتاب مجسطى ( مشتمل بر هيئت بطلميوس ) است . هيئت بطلميوسى زمين مركزى است . ( 6 ) - اكر ( ج اكرة ، گودال و لغتى است در « كره » ) ، هندسهء كروى ( علم اشكال مرسوم بر كره ) . كتاب الاكر متعلق است به تاوذوسيوس ( تئودوسيوس ) رياضيدان و منجم يونانى در حدود اوايل قرن اول ق م . ( 7 ) - تامسطيوس ( تميستيوس ) ، فيلسوف يونانى قرن چهارم ميلادى ، از مفسرين كتب ارسطو . ( 8 ) - ارشاد الاذهان الى احكام الايمان ، كتابى جامع و معتبر در فقه شيعه از علامهء حلى ( 648 - 726 ) مشتمل بر پانزده هزار مسئله . ( 9 ) - دروس الشرعية در فقه اماميه از شهيد اول ( 734 - 786 ) . ( 10 ) - ضرّا ، سختى و بدحالى . ( 11 ) - بوس ، بؤس ، شدت احتياج و سختى . ( 12 ) - هرى ، هرات . ( 13 ) - عكوس ( ج عكس ) ، عكس قضايا .