31 در مدح شاه عباس ثانى
[ داد باد صبح رنگين مژدهاى از نوبهار ]
داد باد صبح رنگين مژدهاى از نوبهار * گفت پيغام خوشرنگ شفق در لالهزار
اينك آمد نوبهارى چون عروس سرمه زيب * اينك آمد لالهزارى همچو چشم نشئه دار
سبزهء نورس چو خط گلعذاران جان شكيب * سايهء سنبل چو زلف نوعروسان دل شكار
ابروى قوس و قزح از عكس سبزه و سمه بند * چشم نرگس از سواد برگ سنبل سرمهدار
شاخ گل چون آستين موسى از اعجاز وقت * صد يد بيضا ز برگ گل نمايد آشكار
همچو فانوس سحر از عكس شمع آفتاب * نادميده گل وزو پرنور جيب شاخسار
صيقل موج هوا هر برگ را آيينه كرد * تا درو صورت نمايد قدرت پروردگار
عاشقان از بس صفاى وقت بيرون كم روند * تا نگردد رازهاى دل به مردم آشكار
بسكه شد رسم لطافت عام در صحرا و كوه * همچو سبزه در ته پا سوده گردد نوك خار
از طراوت ريشه گيرد ناله در سطح هوا * وز رطوبت آب گردد نغمه در شريان تار
بسكه خوبان چمن نازك مزاج افتادهاند * رنگ گلها مىپرد باد ار وَزد در لالهزار
شوخى موج نسيم و اضطراب رنگ گل * چون نگاه خيره و رنگ رخ محبوب يار
از هجوم ابر نتوان جست راه كوه و دشت * گر نيفروزد چراغ لاله در صحرا بهار
از رطوبت بسكه از گل عكس مىگيرد هوا * باغبان را وقت گل چيدن شود دشوار كار
كوه در شورش چو دريا دايم از موج نسيم * خاك در بالش ز نم چون ناز بالش بىقرار
هرچه بينى در تموج بينى از موج نسيم * خواه روى بحر بنگر خواه سطح كوهسار
هر سحرگه سطح آب از سعى تحريك نسيم * از تموج دام ماهى افكند در چشمهسار
دانهء جوهر عجب نبود كه از فيض نما * سبز گردد در چمن بر سطح تيغ آبدار
گر برافروزند آتش در زمين گلستان * سبز گردد از رطوبت در هوا تخم شرار
سبز و خرم همچو سرو نورس آيد در نظر * بر نهال شعله افتد گر نظر در سبزهزار
اين فضاى نيلگون آيد شفقگون در نظر * عكس گلها بسكه تابد در ميان از هر كنار
شبنم گل در چمن از بسكه طوفان مىكند * كى توان بىكشتى مىكرد در گلشن گذار
پاىكوبان در سماع ذوق بىاندازه سرو * دستافشان از نشاط عيش بىپايان چنار
بزم عيش شاه را ماند چمن در فصل گل * روز جشن شاه را ماند زمانه در بهار
برگ برگ اين چمن در ساز و برگ عشرتند * از براى پادشاه كامبخش كامكار