به ذات تو همه اوضاع شرع و دين محتاج * چو حاجتى كه به سوى صور بود ز مواد
قوام دين به تو شد چون قوام جنس به فصل * هميشه نوع شريعت ز تو محصل باد
ز تست كشور ايران خلاصهء عالم * ز تست شهر صفاهان به رتبه خير بلاد
تبارك اللّه ازين گلشن بهشتآيين * كه مىدهد به صفا از بهشت رضوان ياد
قضا چو زد رقم اين سواد شد معلوم * كه كار دست چپ اوست روضهء شدّاد
ز آبروى ارم آب مىدهد دوران * به چار باغ صفاهان به گلبن و شمشاد
بهشت روى زمينست از آن بود كه مدام * در او كسى كه بود نيست از بهشتش ياد
شها مقدس از آنى كه فكر همچو منى * ستايش تو كند با قصورِ استعداد
ترا عظيم بود شأن و گرنه من در مدح * هزار بار به حَسّان « 8 » گرفتهام ايراد
ز خجلت تو دهانم چو غنچه شد بسته * و گرنه سَحبان « 9 » دارد فصاحت از من ياد
پس از ستايش ذاتت دعاى تو لازم * چنان كه بعد اداى فريضهها اوراد
هميشه تا كه بود ابر دايهء گلشن * به شير شبنم تا هست طفل گل معتاد
به چار باغ جهان گلشن فضيلت را * ز شبنم سر كلكت زمانه آب دهاد
30 در مدح ملا صدرا
[ ماه نو و عيد صد چنين باد ]
ماه نو و عيد صد چنين باد * ميمون به ملازمان استاد
استاد اجل و صدر اعظم * شايستهء رحمت خدا داد
درياى وقار و كوه تمكين * سرچشمهء علم و فضل و ارشاد
با اين همه كهنگى ندارد * گردون به جهان نظير او ياد
بنيان افاده مندرس بود * بنياد علوم جمله بر باد
هركس آمد مرمتى كرد * او طرح ز نو نهاد بنياد
صد شكر كه تا ابد ز سعيش * معمورهء فضل گشت آباد
در طب نفوس كس چو او نيست * گرديدهام اين خرابه آباد
از نسخهء بىنظير « اسفار » * بيمارى جهل را شفا داد
هامش
( 8 ) - حسّان بن ثابت ( وفات 54 هجرى ) شاعر معروف حضرت رسول ( ص ) بود .
( 9 ) - سحبان وائلى ( وفات 54 هجرى ) خطيب مشهور عرب و مثل فصاحت بود .