تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
معقول نيستند . و ببايد دانست كه شناخت بارىتعالى يا به استدلال عقلى است يا به كشف و رياضت . و اهل استدلال اگر تابع شرعند ، ايشان را متكلم گويند ، و الا حكيم مشائى . و اهل كشف و رياضت اگر تابع شريعتند ، ايشان را صوفى نامند ، و الا حكيم اشراقى . و طريقهء استدلال متأخرين از اهل كلام شبيه است به طريقهء مشائى ، مگر در بعضى مصطلحات . چه حكم است و كلام آميخته شده ، اما متقدمين اهل كلام به روايت انبيا - عليهم الصلاة و السلام - در اثبات صانع استدلال مىنمايند ، به احوال و خصوصيات اثر بر وجود مؤثّر ؛ چنانچه حضرت ابراهيم - على نبينا و عليه الصلاة و السلام - در باب كواكب و ماه و آفتاب به حدوث ايشان اثبات محدّث فرمود و گفت :
« لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
« 1 » پس قدماى متكلمين نيز به قرآن تمسك نموده . چون عالم يا جوهر است يا عرض ، گاهى به حدوث جواهر استدلال كرده ، چنين مىگويند كه عالم حادث است . پس او را محدثى مىبايد . چه بديههء عقل حاكم است به اين كه هر حادث را محدثى است و اين محدث البته منتهى به غير حادث ، كه صانع قديم است ، مىشود . چه ابطال تسلسل و دور شده . و گاهى استدلال به حدوث اعراض مىنمايد كه ما مىبينيم انقلاب نطفه را در رحم و اوضاع افلاك ، و اين احوال و انقلاب ، البته از مؤثر صانع حكيم است . چه حدوث اين اطوار بىفاعل ، محال است و همچنين صدور آثار علوى و سفلى از مؤثرى كه عالم و قادر و مختار نباشد ، محال است . چه اين‌ها افعالىاند كه عقل عقلا در آن عاجز است و گاهى استدلال به امكان جواهر نموده ، مىگويند كه عالم جوهرى ممكن است . زيرا كه مركب است و در آن كثرت است و در واجب تركيب و كثرت نمىباشد ، بلكه او واحد حقيقى است و هر ممكن را البته فاعل مؤثر است . و گاهى استدلال به امكان اعراض نموده ، مىگويند ، كه اجسام متماثلند . زيرا كه مركب از جوهر متجانسند و تخصيص هريك به منفعتى و فايدهء
هامش
( 1 ) . اعراف ، 80 .
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 320 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى