تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
حيثيتى كه هيچ فرد ممكن از آن خارج نباشد و در اين وقت حكم احتياج به غير بر آن مجموع صادق است . چه بر هريك از افراد آن مجموع صادق است و هر حكم كه بر هريك از آحاد مجموع صادق باشد ، بر مجموع البته صادق است . پس آن مجموع سلسلهء لايتناهى را كه عقل موجود اخذ كرده ، محتاج به غير باشد و نمىتواند بود كه آن غير ممكن باشد . چه فرض كرديم كه جميع افراد ممكن در ضمن آن مجموع مأخوذ است . پس هيچ فرد ممكن خارج از آن مجموع نباشد و آن مجموع محتاج به غير . پس البته آن غير واجب است و الّا هيچ ممكن موجود نباشد . پس اگر معترض گويد كه مجموع و جميع و جمله و امثال اين‌ها را بر متناهى اطلاق مىتوان كرد و ما غير متناهى گفته‌ايم ، جواب آن است كه اين نزاع لفظى است ؛ زيرا كه مراد از لفظ « مجموع » اينجا آن ممكنات است به حيثيتى كه از آن فردى تخلف نكند و اين امرى است معتبر معقول . هم در امور متناهى و هم در غير متناهى . و گفته نشود كه آحاد ممكنهء متسلسله الى غير النهاية امور متعاقبه‌اند كه يكى از عقب ديگرى است . پس آنها را مجموعى موجود در زمانى نباشد . زيرا كه گفتيم كه سخن ما در علتهاى مؤثره است كه واجب است اجتماع ايشان با معلول در جميع اجزاى زمان وجود . و دليل ديگر بر ابطال تسلسل آن است كه فرض مىكنيم از معلولى يك جمله الى غير النهاية به طريق تصاعد . اگر تسلسل علت اخذ كنيم ، يا به طريق تنازل ، اگر تسلسل معلول اخذ كنيم ، و باز جملهء ديگر از معلولى ديگر به ده مرتبه ، مثلا پيش از معلول اوّل كه اخذ كرده‌ايم ، يا پس از آن اخذ مىكنيم ، پس ما را دو جملهء غير متناهى حاصل مىشود كه يكى را فوق ديگرى يا تحت آن اخذ كرده باشيم به ده مرتبه ، پس تطبيق مىكنيم يكى از آن دو جمله را با ديگرى از آنجا كه مبدأ اخذ ماست يعنى ، جزء اوّل از آنچه فوق يا تحت اخذ كرده‌ايم ، آن را به توهّم برابر جزء اوّل آن ديگر مىداريم و شكى نيست كه اوّل يك جمله به ازاى اوّل آن ديگر خواهد