چون اجتماع را افتراق لازم است ، به اندك زمانى مفارقت به ملازمت دويد و دواعى را داعيه سفر خير البلاد و روى به وادى سير داد و در اثناى طريق نامهء گرامى « 1 » از نقابت پناه موما اليه وصول يافت ، مشعر بر طلب دليل بر اثبات واجب به طريق متكلمين و حكما و صوفيه و ابطال دور و تسلسل و ذكر برهان سلم به اوضح بيان . و هرچند استعداد اين قبول نبود ، اما به مقتضاى ما لا يدرك كله لا يترك كله جز اجابت طريقى ننمود و به خاطر فاتر رسيد كه آن را به نوعى ترقيم نمايد كه فوائد آن به طالبان عايد آيد تا موجب تضاعف حسنات باعث شود . پس خامه را به نگاشتن اين نامه مطلق العنان داشت و چون مبتنى برده رقم افتاد ، . نام نفايس الارقام بر ناصيهاش نگاشت و به موجب المسافر كالمجنون ، چون در حين سفر و اثناى طريق از روى تفرقهء خاطر مرقوم شد ، اميد كه منظور نظر مردم ديدهء عفو و اغماض و مخفى از چشم اهل انكار و اعتراض آيد ؛ و منه العون و التوفيق .
رقم اوّل در بيان ابطال دور
پوشيده نماند كه غرض از ابطال دور و تسلسل الزام و اسكات خصم است در استدلال بر وجود واجب . چه جمعى از مشركين هند مىگويند كه اين عالمى است كه در آن تخم از درخت و درخت از تخم حاصل مىشود و هميشه به حسب « 2 » اقتضاى طبيعت « 3 » هيچ احتياج به وجود واجب ندارد و به ابطال دور حجت ايشان منقطع مىشود . و معنى دور ، توقف شىء است بر شىء ديگر كه آن شىء ديگر موقوف بر همان شىء اوّل باشد .
و دور بر دو قسم است : صريح و بالكنايه . و اما دور صريح آن است كه واسطه ندارد ؛ مثل توقف زيد بر عمرو و توقف عمرو بر زيد . و اما دور بالكنايه آن است كه
هامش
( 1 ) . مج : گرامى عزيزان رسيد مشعر .
( 2 ) . اساس « هميشه » ندارد .
( 3 ) . اساس : و هيچ .