واسطه دارد ؛ مثل توقف زيد بر عمرو و توقف عمرو بر بكر و توقف بكر بر زيد . و دور مطلقا باطل است ، بهواسطهء آنكه مستلزم توقف شىء است بر نفس خود و اين محال است . و امام فخر بر اين است كه بطلان دور بديهى است و ديگران استدلال نمودهاند كه اگر دور باطل نباشد ، لازم آيد تقدم شىء بر نفس خود به دو مرتبه . زيرا كه دور آن است كه دو شىء علت يكديگر باشند ، پس هرگاه كه زيد علت عمرو باشد و عمرو علت زيد ، لازم آيد كه زيد بر عمرو بهواسطهء علّيت مقدم باشد ، و چون عمرو علت زيد است ، او نيز بر زيد مقدم باشد ، پس زيد بر عمرو كه بر او مقدم است ، مقدم باشد . و همچنين عمرو بر زيد كه بر او مقدم است ، مقدم باشد .
پس تقدم شىء بر نفس خود به دو مرتبه لازم آيد و اين محال است . پس دور باطل است . و اينكه گفته شد كه بهواسطهء عليت مقدم باشد ، مراد آن است كه علت مقدم است بر معلول . و معنى تقدم علت بر معلول آن است كه عقل جازم است بر اينكه مادام كه وجود علت تمام نباشد در حد ذات خود ايجاد معلول نمىكند ، و اين ترتيب عقلى است كه موسوم است به تقدم ذاتى كه مصحح فاء است كه توان گفت : حصل العلة فحصل المعلول بدون عكس .
و بعضى به اين طور استدلال كردهاند كه دور آن است كه كل واحد از دو شىء افتقار به ديگرى از همان دو داشته باشد و اين مستلزم افتقار شىء است به نفس خود و افتقار نسبت است و متحقق نمىشود مگر ميان دو شىء . پس افتقار شىء به نفس خود متصور نباشد . و ديگران بر اين وجه استدلال كردهاند كه علت مفتقر اليه است و نسبت او به معلول كه مفتقر است ، به وجوب است . زيرا كه علت معينه ، مستلزم معلول معين است . پس چون وجود علت تمام باشد ، فى حد نفسه واجب است كه معلول موجود شود . نسبت معلول كه مفتقر است به علّت كه مفتقر اليه آن است به امكان است . چه معلول معين مستلزم علت معينه نيست ، بلكه مستلزم علة ما است . پس اگر دور باشد ، پس در كل واحد از شيئين هم نسبت وجوب باشد ، زيرا كه علت آن ديگر است و هم نسبت امكان ، زيرا كه نيز معلول آن
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: محمد بن محمود دهدار شيرازى
ص٣١٣