و عيان تحقق در مرتبه معلوم حاصل مىشود و افق هر مرتبه از اين مراتب به ساقهء مرتبهء فوق متصل است ؛ و اللّه اعلم .
و چون احكام عقلى ، كه ناشى از نظر صحيح است ، مطابق واقع است و منشأ تكليف عقل به معرفت همين است ، پس هر حكم كه ثبوتش هم در نفس عقل باشد ، نفس الامرى و مطابق باشد و از جملهء احكام كليهء عقل كه متفق عليه جميع عقلاست ، اتحاد اشياست در مفهومات ، و نزد اهل تحقيق مفهومات ، حقايق عقليهاند . پس متحد در مفهوم ، متحد در حقيقت باشد . و چون عاقل مستبصر ، نظر در افراد موجودات مىكند ، همه را در مفهوم موجود و شىء و معلوم و غيرها متحد مىيابد ، و اين اتحاد مبطل دعوى تحقق تغاير ذاتى كلى است ميان دو فرد ، با آنكه متغايران در همين مفهوم متحدند . و فيه غنية لمن تفطّن . و چون اتحاد جميع افراد ملحوظ شود ، البته در اعمّ اشيا خواهد بود كه وجود است ؛ و اللّه اعلم .
و بدان كه مراد به وجود در استدلالات ، آن ضميمهاى است كه از فيض وجود حقيقى واجبى به ممكن تعلق مىگيرد ؛ چون تعلق شعاع شمس به شمس و از اين تعلق به اتّصاف تعبير مىكنند و عقل ادراك اين ضميمه به عنوان عموم و خصوص مىكند و آن مدرك خود را جزء تحليلى و معتبر عقلى و معقول ثانى مىنامد . و اين همه جهات معقوليت و مدركيت آن ضميمه است . لهذا اين اعتبارات را نفس الامرى مىشمارند و عمدهء مباحث امور عامه است ؛ و اللّه اعلم .
و از جمله ضروريات آن است كه بدانند كه اگر آن مفهوم متحد فيه متساوى الحكم است در يكى از مواد ثلاثهء وجوب و امكان و امتناع نسبت با جميع متحد ، پس آن اتحاد حقيقى و ذاتى است و نفس الامرى و الّا مجازى و نسبى و اعتبارى است . پس بنابراين جميع صفات واجب متغاير بالحقيقه باشند نسبت با صفات ممكن و متحد بالمجاز در بعضى مفهومات ، چون وصفيت و معقوليت و مغايرت و امثال اين . و منشأ اين اتحاد آن است كه صفات كمال ممكن آثار صفات واجب است ؛ و اللّه اعلم .
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: محمد بن محمود دهدار شيرازى
ص٢٦٥