تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حمد و سپاس مر آفريدگارى را كه نهال وجود عالم را به ميوهء انسانى آراست . و شكر و ستايش بىقياس پروردگارى را كه جمال شاهد ناطقه را به جواهر دلايل ساطعهء ذوقى و لئالى براهين قاطعهء وجدانى پيراست ، و درود نامعدود بر اصل وجود و خلاصهء موجود ، كدخداى سراچهء هست و بود ، والى ولايت شهود ، صاحب لواى حمد و مقام محمود ، ابو القاسم محمّد بن عبد اللّه ، و آل و اصحاب و ذريّهء او باد . اما بعد ؛ بر پژوهندگان دانش هويداست كه نسبت ميان افراد مردم « 1 » عموم و خصوص من وجه است و فقير را با غنى ، و عالى را با دانى همين نسبت است و چنانچه خواجه حافظ « 2 » شيرازى فرمايد :
سايهء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد * ما به دو محتاج بوديم او به ما مشتاق بود « 3 »
بنابراين سرايندهء اين سرود ، نمود بىبود ، محمّد بن محمود ، الملقب ب « دهدار » ، به جهت تحقق نسبت ، مشتى ارزن از خرمن زبان‌دانى بر زمين اظهار پاشيد كه بلند پروازى را صيد نمايد ، و لختى طعمه از سماط روحانى بر نوك خامه نصب نمود كه
هامش
( 1 ) . مج : افراد معين مردم . ( 2 ) . اساس « چنانچه خواجه » را ندارد . ( 3 ) . ديوان حافظ ، انجوى شيرازى ، ط جاويد ، ص 59 .