تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نشگفت ار به دم پرورش آرد بيرون * از جمادى به لطافت اثر حيوانى با خيالش زند ار صبح دم همتايى * پيش مهتاب كتان افكند از نادانى اگرش صورت هفتم فلك آيد به خيال * مهر گردد ز شرف مشترى كيوانى از در او به قبول آمده ممتاز اقبال * در ره او علم افراز شده سلطانى مشكل عقل بر استاد ضميرش آسان * نظريات خرد در نظرش وجدانى گر كند منطقى ناطقه‌اش صرف كلام * سوى نحوى ز معانى كه بود برهانى چون دهد پرتو اشراق طبيعى به بيان * خط كشد سفسطه بر فلسفهء يونانى خوشهء خرمن اخلاق وى احسان و كرم * كفى از بحر محيط نسب او خانى جود تا بر سر خوان كرمش يافته جاى * مىكند آز و امل را به دعا مهمانى والى خطهء احسانش از آوازهء عدل * بسته بر روى تمنا ره سرگردانى ممتنع آنچه نه بر خاطر او شد فايض * واجب آن كو دهدش جايزهء امكانى دولت دولت و شخص كرم و فخر زمان * خان خانان سند سلسلهء انسانى