تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
جامه آراسته بر قامت او تا نشود * هيچ ممكن نزند سر ز گريبان وجود خواجهء كون محمّد كه به دو مخصوص است * هر متاعى كه نهادست به دكّان وجود
صلوات اللّه و ملائكته و انبيائه و رسله و جميع خلقه من الازل الى الأبد عليه و على آله و ذريته و صحبه و على جميع اخوانه من النبيّين و الصدّيقين . و بعد ، قال جلّ و علا :
« فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ »
« 1 » . تصديق به مذهب تحقيق آن است كه بر لسان قدسى بيان صاحب شرع هر لفظ كه گذرد من الحضرة القدوسيّة أو من نفسه القدسيّة البته به هر نحو از انحاى ممكنه مشروعه معانى كه محتمل باشد تحقق مىيابد و از جمله شواهدش مغلوب شدن روم در
« أَدْنَى الْأَرْضِ »
« 2 » كه به طريق علم معمّا ضاد است كه هشتصد و پنج باشد از سنوات هجرى . و تحقق غلبهء امير مغفور تيمور بر ايشان . پس ارتقاى در اسباب را بنابراين عام توان گرفت كه از جمله تحقق افرادش ارتقاى اهل دعا باشد در اسباب ادراك فيض فضل وجود از محفوفان نعم واهب الوجود . و چون بهترين اسباب دعايى است كه مورث خلود نام نامى و دولت گرامى ايشان باشد ، و اين معنى جز بدان وجه صورت نبندد كه امتزاج دهند آن دعا را با بعضى از مطالب حقيقى كه به واسطهء ميل قلوب ذوى العقول به وى ، آن در صحايف زمان ثبت شود ، پس واجب آمد بر عبيد الاحرار ، محمد بن محمود ، الملقب ب « دهدار » عفى الله تعالى عنهما - كه روى استدعا به سمت قبلهء حاجات زمان آرد و دعايى كه مدعاست در طى برخى از مقاصد تحقيقى ، كه ملايم ذوق حقيقى آن كعبه امانى است ، درآرد و چون بال استعدادش به سنگ قلت عدّت شكسته است و پاى استطاعتش به علاقهء كثرت علائق بسته ، آن دعا را كالكلم الطيب صعود دهد به پايهء رفيع جنابى كه نور امارت و سرورى از افق جبين مبينش ساطع است و ليلة القدر اقبال و جهان‌پرورى بر موكب صبح رفعت از مشرق دولت
هامش
( 1 ) . ص ، 10 . ( 2 ) . روم ، 3 .