مشرب صافى صوفيه و متكلمين نيز باشد و مبيّن قصد ايشان از آن مطالب ، تا معترض اين قوم بر جهل خود اعتراف نمايد و فطن زكى الفطرة از بحر كشفيات « 1 » ايشان پيمانهء اعتراف به پيمان حسن ظن پيمايد و مبتنى « 2 » داشت به بنيانى و چهار ركن و پايانى تا شاهد « 3 » ضماير اولى النهى را چون حجره باشد كه در آنجا با مطلوب خلوتى نمايد . رجاء از اهل فضل واثق است كه فاسد را به اصلاح و خطا را به عفو و اغماض مكافات فرمايند ؛ و به الحول و القوة .
بنيان كلام در ذوقيات عقلى
ذوق - طالب دليل بر ثبوت شىء از خود بىخبر است كه نزد جزء اوّل از قصد طلب اثبات مطلب نموده ؛ و الله اعلم .
ذوق - شعور تعلق به معدوم مطلق نگيرد ، پس معلوم به وجه ما موجود به وجود ما است و ادراك اين را تفرقهء ميان مفهوم و ما صدق ضروريست . چه هر مفهوم ، موجود ما است ؛ و الله اعلم .
ذوق - شعور به وجود ما اقرار است به وجود واجب . چه مستلزم شعور به وجود مطلق است و ادراك او را ضرورى نيست ؛ و الله اعلم .
ذوق - شعور اولا و بالذات تعلق نگيرد ، الّا به وجود و شىء مشعور به نشود الا بالتّبع ؛ و الله اعلم .
ذوق - مرتبهء مفروضه موجود ما است و عقل ديده از آن بردوخته ؛ چون ماهيت من حيث « 4 » هى ؛ و الله اعلم .
ذوق - عدم ، منشأ ادراك نشود ، پس مشعور به ناشى است يا از وجود يا از تركيب موجود ؛ و اگرچه آلتش وهم باشد ؛ و الله اعلم .
ذوق - شىء مقتضى تغير در نفس خود نيست و تغير ما ثابت ؛ پس غير متغيّر ثابت ؛
هامش
( 1 ) . رض : كشف پيمانه .
( 2 ) . رض : ميقن داشته .
( 3 ) . رض : پايانى ، رجاء از اهل . . .
( 4 ) . مج : حيث ماهى .