و محصّل سخن آنكه انسان ، قهرمان عالم الهى است و وظيفهء كمال وجودى و برات تعيين احكام و آثار حقائق موجودات بر اوست و حواله به او و همين نسبت در نشئهء اخروى در كار است و معنى شفاعت از اينجا بايد يافت كه دعوت ، صورت است و شفاعت معنى .
و اگر سائلى گويد كه صفات ذميمه در وجود منشأش چيست ؟ مجمل گوييم كه با آنكه ذمايم و شرور ، عدميّات و اضافياتاند و از جميع مواد ، مغلوب حسنات و خيرات بالفعل ، علت تشخص اغلب افرادش انسانى است . نمىبينى كه اگر بىعقد شرعى مداخله كند ، فرزند حرامزاده حاصل مىشود و نسل آن فرزند تا آنجا كه برسد ، شجرهء خبيثه است ؛ چه از تخم خبيث حاصل شده . و اگر فسادها كه در عالم مىشود از افعال انسان است و اينجاست كه استغفار موجب كثرت باران وسعت رزق و نسل مىشود و ظلم و فسق باعث خرابى عالم ؛ چنانچه هميشه محسوس است . پس تصرف انسان به تحقق نسبت انسانيت است و تحقق نسبت انسانيت به ظهور صفات آدميت و آن ظهور به فعل و عمل متحقق . و از اين جهت قرار افعال حسنه به نوعى كه مطابق نفس الامر است و موجب انتظام و بقاى عالم ، از شارع واقع شده . چه نسبت حقيقت افعال شرعيه به موجودات عالم بعينه نسبت يك وجه است در دو آيينه . و اشاره به اين معنى مىرود تا صورت ثبوت در خاطر صافى اهل صفا يابد . بدانكه هرگاه كه مطابقه افعال شرعيه با مراتب موجودات كنيم ، از روى فكر صايب محسوس و مشهود مىشود كه صوم مطابق مرتبهء جماد است كه حقيقت تماسك هر دو است و انسان اعمال نماز است ؛ چه مرتبهء جامعيت انسانى دارد . زيرا كه مشتمل است بر عبادت جميع موجودات . و حج انسان كامل است كه همان دايره كه روح انسانى سير مىكند ، حج نيز مىكند و از اين جهت يك مرتبه واجب است كه انسان كامل حقيقى يك فرد است ؛ و اللّه اعلم . و چون سرّى از اسرار صوم و صلاة مذكور شد ، حكمت آن را نيز تلويحى مىنمايد با ساير افعال به طريق اجمال . اما حكمت در صوم آن است كه نفس هرگاه ادراك لذت در چيزى كرد ، به
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: محمد بن محمود دهدار شيرازى
ص١٤٥