تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اختلاف افراد انسان نيز به ظهور پيوست و مرتبه و پايه هر طايفه معلوم شد و اينكه گاهى فردى از مذهبى و دينى به مذهبى و دين ديگر نقل مىكند ، از قسم متبدّلات از اقسام علوم و اينكه پايه محققين اهل اسلام از جميع ملل و نحل و مذاهب ارفع و اعلى و احق و اقوى است ؛ بدان وجه است كه ايشان جمال وجود مطلق را در جميع مجالى بىعيب تقيد حسى به اطلاق مشهود داشته در عين كل واحد از ذرات به اطلاق ذاتى پرستش مىنمايند كه
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
[ 4 ] « 1 » . و مجالى را آثار مترتبه « 2 » بر افعال صادره از اسماى ناشيه « 3 » از صفات معتبره من الذات مىدانند و خود را در مرتبهء روحيت روح و علميت علم و عينيت مراتب وجودى متحقق داشته ، به قدس ذات و وحدت هويت حامده و مسبّحند ؛ چون حركت عكس كه در آيينه است . پس اين طايفه حكم روح دارند نسبت با شخص عالم ، و باقى طوايف حكم مشاعر و قوا و آلات . و افراد مطلقا بر سه قسمند : يكى ، صاف و اعلى و دوّم ، متوسطات و سيّوم ، ادنى و فضلات . اوّل اهل تحقيق ، دوّم علما و عبّاد و زهاد ، سيّوم عوام الناس و سوفسطاييه و ملاحده و اهل عقايد باطله . و باز هريك از اين اقسام ثلاثه انواعند و اصناف و اشخاص . و از قسم اوّل انبيا اعلىاند و باز عرفا و اوليا و حكما و علماى محقق و اهل عمل صالح تا منتهى شود به مقلدان پرهيزگار . و از قسم ثانى علماء اعلىاند و باز زهّاد و عبّاد تا منتهى شود به اهل تقليد ظاهر . و از قسم سيّوم جهله اسواق كه خبر از هيچ وادى ندارند و بر زبان ايشان به طريق رسم و عادات كلمهء توحيد مىگذرد و كفره و سوفسطاييه . و اخسّ همه ملاحده‌اند و از اين‌ها فروتر و خسيس‌ترى نيست ؛ و الله اعلم بحقائق الامور و عواقبها . و چون گفته شد كه نسبت انسان عنصرى به عالم ، نسبت روح است و قوا به بدن ، سايل را مىرسد اگر بپرسد كه انسان غير عنصرى كدام است و نسبت او به عالم چيست ؟ بدان - رزقك اللّه معرفة النفس - كه انسان غير عنصرى تخم اين عالم
هامش
( 1 ) . بقره ، 116 . ( 2 ) . مج : مرتبه . ( 3 ) . مج : ناشيهء معتبره .
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 135 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى