تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
( [ 68 ] ) . انجماد و بستگى ، غم و اندوه ، ملال ، بىحالتى واسطهء ميان غم و اندوه . . . كه يك حالت نشاط و شادى است و ديگر حالت غم و اندوه ، اما وقتى كه غم و شادى و انتعاش طبيعت نبود و غم و مكروهى هم عارض نگرديده باشد ، اين حالت بين بين را افسردگى گويند ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء افسردگى ) . ( [ 69 ] ) . ظهور حالات الهى را گويند و عدم رؤيت هم . نوع ديگر : ظهور حالات الهى را گويند بر پيوست عدم قدرت ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 69 ) . ظهور حالت و عدم قدرت بر عبوديّت ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 6 ضميمه ) . ظهور جلالت الهى را گويند در رؤيت عدم قدرت آزادى و عبوديّت به سزاى آن حضرت ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 575 ) .
حافظ افتادگى از دست مده زانكه حسود * عرض و مال و دل و دين در سر مغرورى كرد
( حافظ )
افتادگى آموز اگر طالب فيضى * هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است
( پورياى ولى )
ز خاك آفريدت خداوند پاك * پس اى بنده افتادگى كن چون خاك
( سعدى ) ( [ 70 ] ) . صفات جلال حق تعالى را گويند ، ازآن‌رو كه حاجب ذات است ؛ و حاجب در عربى پرده‌دار را گويند . ايضا محراب سراى قدس وحدت را گويند از آن وجه كه قبلهء عارفان وجه جمال ذو الجلال است ، لاجرم ابرو را محراب خوانند . به تازى حاجب را گويند و به پارسى ابروى . از بهر آن ابرو گويند كه آب روى بدان حاصل است ، يعنى منه ماء الوجه . و آن بر دو قسم است : متّصل و منفصل . بعضى به‌هم‌پيوسته و بعضى از هم گسسته . و از روى لطف ، پيوسته خوش است . چون مانند كمان پيوسته بر عاشق بيدل كشيده است و از بال بر روى فروهشته ، به صفت جلال وحدت نسبت دهد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، صص 67 ، 203 ، 288 ) . اهمال كردن است در سقوط سالك از درجه و مقام به سبب تقصير و گذاشتن سالك در آن باشد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 7 ضميمه ) . اهمال كردن سقوط سالك است از درجات به واسطهء تقصيرى كه ازو در وجود آيد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 560 ) .
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 67 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى