استكمال پذيرفته كه غير حق در سرّ و علانيه مخطور خاطر او نگردد و غير اخلاق كريمه در ظاهر احوال او ديگر امرى معاين نشود و اگرچه در ديدهء ظاهربينان احوال و اعمالش مرضى نباشد ، چنانچه جماعت ملاميّه كه در صورت ، محلّ انكار و مذام عوامند و فى الواقع ، متوجّه وجه حقّند على الدوام . بيت :
عشق حالى است كه جبريل برو نيست امين * صاحب حال شناسد اثر اهل يقين
امتداد نفس رحمانى [ 33 ] : عبارت است از استمرار تجلّى ذاتى بر مخارج مراتب حروف عاليّه و كمالات وجوديّه و مركّبات « 1 » تامّه بر وجهى كه متضمن ظهور شئونات و بروز نشآت الهيه و اكوان امكانيّه گردد ؛ كما قال صلى اللّه عليه و سلّم : " انّى لأجد نفس الرّحمن من جانب اليمن " [ 34 ] .
آشنايى [ 35 ] : تعلّق عنايات اوّلى و رابطهء رحمت ازليّه را گويند كه به همهء موجودات پيوسته « 2 » . بيت :
ز آشنايى چون دلت بيگانه است * هرچه مىگويم تو را افسانه است
آرزو [ 36 ] : ميلى « 3 » است به اصل و مبدأ خود با اندك آگاهى از مبدأ به وجهى از وجوه .
بيت :
يا رب اين آرزوى من چه خوش است * تو به اين آرزو مرا برسان
آز [ 37 ] : آرزوى نفس را گويند كه به طريقهء هوا و هوس و مقتضاى نفس باشد . بيت :
اى ز غفلت غرقهء درياى آز * مىندانى كز چه مىمانى تو باز
اعيان ثابته [ 38 ] : حقايق و ماهيّات ممكنات را گويند كه در حضرت علم ثابت است :
" لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ "
[ 39 ] .
امّالكتاب [ 40 ] : عقل اول و قلم اعلى را گويند :
" وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ "
« 4 » [ 41 ] .
اشتياق [ 42 ] : كمال انزعاج دل را گويند به ميل اصلى به سوى مبدأ اولى و اين شوق را مراتب است ؛ چون ميل دل به مرتبهاى « 5 » رسد كه به هيچ وجه طالب در سلوك « 6 » طلب به هيچ چيز مقيّد نگردد و تردّد خاطر و اضطرابش هميشه روزافزون باشد و به نيل هر مرغوبى و به تعرّض هيچ مكروهى مقيد نشود ، اول مشتاقى اهل صدق باشد . بيت :
كفر و ايمان هر دو گر پيش آيدش * درپذيرد تا درى بگشايدش
هامش
( 1 ) . ب : ماركبات
( 2 ) . ب : پيوسته است .
( 3 ) . ب : ميل
( 4 ) . ب : ام الكتاب . الآية
( 5 ) . ب : مرتبه
( 6 ) . ب : طالب را در سلوك