تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
هرآينه در هر لغت و زبان و در هر سياق بيان ، اين قوم را جهت اداى معانى عبارتى است و بر مقاصد علّيه و اسرار حقّيه به كنايات ، اشارتى . مثلا چون لفظ " شراب " در خطاب و كتاب اين طايفهء اولى الالباب آيد ، اگر سامع را نظر شهود و رتبت سلوك در مدارك وجود به‌طور قالبى رسد ، از آن لفظ شراب " ماء العنب " ظاهر خواهند و اگر مرتبهء سالك سامع به‌طور نفسى رسيده باشد ، به همان لفظ شراب " ذوق " خواهند و همچنين در درجهء طور قلبى " شوق " جويند و در مرتبهء طور سرّى " عشق " و در مرتبهء طور روحى " محبّت ذاتيّه " و در مرتبهء طور خفى ، مراد " فيض مقدّس وجود " باشد و " انبساط كليّات صفاتى " . و در مرتبهء طور غيب الغيوب مراد از همان لفظ شراب ، " فيض اقدس " و " تجلّى ذاتى " خواهد بود . لاجرم سكر و مستى و لوازم هر شرابى ازين مراتب مستى ، مناسب مراتب مشارب شارب بايد بود و برين قياس ساير الفاظ لغوى و اصطلاحى كه استعمال نمايند . و چون اين رساله در بيان اصطلاحات متداول اين طايفهء بزرگوار ترتيب يافت تا معيار نقود سخن در آن شود و ميزان عدلى جهت اوزان جواهر معنىپروران گردد و اصول كليّهء اين طايفه على سبيل الاجمال مؤدى گشت ، اكنون شروع نموده مىشود در مفردات الفاظ و بسايط كلمات كه به اصطلاح اين طايفه در محاذى معانى معيّنه موضوع است و مرتّب بر حروف ابجد گشته . در هر حرفى يك رباعى از ترجمان لسان وقت اتّفاق افتاده و معنى آن حروف بسيطه را كه از عالم غيب وارد شد ، در شرح و بسط آن رباعى ايراد مىرود . مجنون راست :
و كيف أرى ليلى به عين أرى بها * سواها و ما طهّرتها بالمدامع " [ 60 ]