معنى دلالتى است كه از آن دلالت ، هم شعور و هم اشعار به اظهار رسد ؛ از آنكه فاعل مختار را در اظهار فعل ، شعورى لازم است قبل از شروع كه در تصوّر غايت و غرض ظهور نمايد و به اشعار لاحقى هم متّصل گردد به نوعى كه موجب اشعار غير تواند گشت و اين اشعار اگرچه در بعضى الفاظ بر معانى معيّنه به دلالت عقلى تواند بود ، فامّا چون عقول در ذكا و بلادت متفاوتالمراتبند ، دلالت عقلى را قانونى مقرّر نتواند بود و همچنين اشعار در بعضى معانى به دلالت طبيعى هم ميسّر تواند بود . فامّا اقتضاى طبايع هم به حسب زمان و مكان و اوضاع اعيان بسيار تفاوتپذير باشند . لاجرم در آن قسم اطلاع بر معانى دفعتا هميشه ميسّر نتواند شد و اشعار به مطالب كما ينبغى مقدور جمهور نباشد .
هرآينه در اقسام دلالات الفاظ بر معانى ، دلالت وضعى ، انفع و اسهل نمود . اكنون معلوم اصحاب فهوم است كه وضع الفاظ بر معانى به دلالت وضعى در مقابلهء معانى از واضع ، وقتى متمشّى گردد كه واضع را بر معنى موضوع له اطلاع باشد و روابط و مناسبات وضع ، پيش از وضع ، رعايت كند و الّا تخصيص بعضى الفاظ به بعضى معانى دون بعضى ، ترجيح بلا مرجّح باشد و اين معنى بر دانا پوشيده نيست كه عالم معنى را وسعتى است از اندازهء ضبط عقول بشرى بيرون و اشخاص معانى هم از حدّ و عد افزون .
بيت :
معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر قلزم اندر ظرف نايد [ 53 ]
بلك اوضاع تركيب الفاظ از حروف معدود هم نهايتى ندارد و ضابطهء مقرّر كه حاضر باشد در آن تركيبات ، متعسّر بلك متعذّر است . هرآينه بالضّروره حصر امور غير متناهى و علم به مناسبات و روابط ميان الفاظ و معانى ، واضعى را ميسّر تواند شد كه علوم او به ما لا يتناهى تعلّق پذيرد . برين تقدير ، واضع الفاظ در مقابلهء معانى به غير واجب الوجود و مبدع كلّ در كشور هستى و بود نتواند بود و لهذا محققان از علما اصول را مرضىّ آن است كه واضع الفاظ ، حقّ جل شأنه است ، اما چون سابقهء عنايت الهى ، نشئهء كمالى و نعمت كلامى در مظهر جامع انسانى تعلّق پذيرفته و دردپرستان معانى بىحدّ و انتها بر موادى
" وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها "
[ 54 ] ، آدمى را به شرف نطق داخلى و خارجى از جميع كائنات مزيد اختصاصى بخشيدهاند و مصباح كلام را در مشكات زبان انسان چنان افروختهاند كه به فروغ آن هميشه شمع شبستان معانى بر هوشمندان جهان درخشنده و تابان است . ليكن مراتب دلالات الفاظ بر معانى به اعتبار قائل و سامع در حين اشعار و