تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
چون تجريد و تفريد از علايق و عوايق دنيوى و طبيعى بر حضرت عيسى غالب بود ، مىفرمايد كه ز ترسايى كه عبارت از امّتى و متابعت حضرت عيسى است ، غرض ارباب كمال ، تجريد از قيود رسوم و عادات و خلاصى از ربقهء تقليد ، يعنى از بند تقليد ديدم . از روح اللّه كه حضرت عيسى است ، اين كار تجرّد و تنزّه از قيد كثرات و رسوم و عادات كه تعبير از او به ترسايى كرده مىشود ، و وصول به مقام و دير قدس وحدت ذاتى پيدا گشته و ظاهر شده است . از ترسايى به اين معنى كه بيانش گذشت ، ايمان حقيقى متولد مىگردد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 564 ، 565 ، 582 ) .
به آگاهى مرد يزدان‌شناس * به ترسايىِ عقل صاحب‌قياس
( نظامى )
بت و زنّار و ترسايى و ناقوس * اشارت شد همه با ترك ناموس
( شبسترى ) ( [ 4 ] ) . شبسترى ( [ 5 ] ) . آيين محبّت و راز محبّت را گويند ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 9 ضميمه ) . آئين محبّت را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 569 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 82 ) .
چون به هواى مدحتت زهره شود ترانه‌ساز * حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد
( حافظ ) ( [ 6 ] ) . حافظ . نسخهء مصحّح قزوينى - غنى :
مطرب بساز پرده كه كس بىاجل نمرد * وانكو نه اين ترانه سرايد خطا كند
( [ 7 ] ) . نزد صوفيه وارد غيبى را گويند كه بر دل سالك فرود آيد ( تهانوى ، كشّاف ، ذيل واژهء ترسابچه ) . بريد روحانى كه بر قلب آيد و از تفرقه خلاص دهد و نيز نتيجهء حال تجلّى را گويند ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 9 ضميمه ) . ترسابچّه و ترسازاده معنى ترسا دارد . ايضا ترسابچّه نتيجهء حال تجلّى را گويند مطلق از تقيّد به احد التجلّيين و آن شهود متجلّى است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 83 ) . معانى و حقايق را گويند وقتى كه دقيق باشد ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 565 ، ذيل ترسا ) .