تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نتيجهء حال را گويند ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 349 ) . ترسابچّه مرشد كامل صاحب زمان مراد است و تشبيه مرتبهء جامعيّت كمال ترسابچّه كه انسان كامل مراد است به بت ، به واسطهء آن است كه توجّه جميع موجودات خواه به طبع و خواه به ارادت و اختيار به اوست . بت ترسابچه كه كامل زمان است ، آن نور جمعيّت وحدت ذاتيّهء ظاهر و روشن و تابان است كه از روى بتان كه كاملان هر زمانند ، مظاهر دارد و به صورت آن كاملان صاحب زمان كه اقطاب و افرادند ، به حسب اقتضاى هر زمان ظهور و تجلّى مىنمايند و به سبب اين مظهريت ، توجّه تمامت عالم دانسته و ندانسته به ايشان است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 588 ) .
نغز گفت آن بت ترسابچهء باده‌پرست * شادى روى كسى خور كه صفايى دارد
( حافظ )
ترسابچه‌اى ناگه قصد دل و جانم كرد * سوداى سر زلفش رسواى جهانم كرد
( عطار )
ترسابچه‌اى كز مى جامش خبرم نيست * خواهم كه برم نام ولى آن جگرم نيست
( فرّخى )
ترسابچهء شوخى شنگى شكرستانى * در هر خم زلف او گمراه مسلمانى
( عراقى )
ترسابچهء زيبا از منطق روح‌افزا * اعجاز محمّد را بنموده به برهانى
( عراقى ) ( [ 8 ] ) . شبسترى ( [ 9 ] ) . بازگشتن از چيزى ناقص نازل را گويند و روى آوردن به چيزى كامل و عالى ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 566 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 84 ) . زلف را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص ، 213 ) . در طريق سير الى اللّه و سير رجوعى ، اول مقامى كه سالك ساير عبور بر آن مىنمايد ، مقام توبه است ؛ و در اصطلاحات صوفيه توبه را باب الابواب مىخوانند ، زيرا كه اول چيزى كه طالب سالك به سبب و وسيلهء آن چيز به مقام قرب حضرت خداوندى وصول مىيابد ، توبه است . و توبه به حسب لغت ، رجوع است و به حسب شرع ، توبه ندامت بر معاصى است از آن روى كه معاصى است و عزم جزم كند كه بار ديگر رجوع به