تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩

حرف الشين

بيت :
در جلوهء دلبرى چو رخساره گشود * بنمود رخ از كنگرهء " شين " شهود هر نقطهء شين او شده شاهد حال * كو را ز سه خال رُخ ملاحت افزود
نكته : حرف شين كنايت است از شدّت قوت شهود در حالت شروق شمس وجود . و شاهد برين مناسبت اسم شهيد است كه به صيغهء مبالغه در اسماى حسنى معدود گشت و چون بر صورت سين كه حقيقت جامعهء محمّدى بود ، ديگر سه نقطه افزود تا كنايت باشد از كمال ظهور كثرات . اين حرف رقم عالم ملك و شهادت گشت كه مشعر از اقاليم ثلاثهء عالم ملك است كه آن افلاك و عناصر و مواليد باشد . پس اين نقاط خال كه بر چهرهء آن سين نگاشته‌اند ، از وجهى ساتر فروغ تمام آفتاب آن جمال است كه از افق سين مكشوف بود ؛ فامّا از وجهى ديگر ، در زينت حسن آن مظهر جامع افزوده تا به واسطهء آن سواد نقاط ، ابصار مشاهدان و ديدهء نظارگيان [ 1 ] ، تفرقهء تفريق از لمعان اشراق آن خورشيد تابان بكشند و به سهولت ، شهودان رخسار پرفروغ در صورت ملكى بينند . شعر :
به آفتاب جمالت كه نور ديدهء ماست * كه آفتاب جمالت ز ذرّه‌ها پيداست
شوق [ 2 ] : انزعاج و حركت دل را گويند به جانب معشوق ، اما بعد از وصول به مطلوب ، نشئهء شوق زائل شود به خلاف عشق و درد كه در وصل بيفزايد و به هر كرشمه