تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
بدين رخش ماند همى رخش او * و ليكن ندارد پى و بخش او
( فردوسى )
چنين گفت رستم خداوند رخش * كه گر نام خواهى درم را ببخش
( فردوسى ) ( [ 33 ] ) . شبسترى ( [ 34 ] ) .
بيدار شو اى خواجه كه خوش‌خوش بكشد * حمال زمانه رخت از خانهء عمر
( حافظ )
محتاج قصّه نيست گرت قصد خون ماست * چون رخت آنِ توست به يغما چه حاجت است
( حافظ )
ما آزموده‌ايم در اين شهر بخت خويش * بيرون كشيد بايد ازين ورطه رخت خويش
( حافظ )
وقت است كز فراق تو وز سوز اندرون * آتش درافكنم به همه رخت‌وپَخت خويش
( حافظ ) ( [ 35 ] ) . حافظ