صاحبخبر غيب نخوانده است به سدره * چون سيرت نيكوش به فهرست سير بر
( سنايى )
مگر فهرست نيكويى است آن خط * كه بىپرگار و بىمسطر كشيدى
( خاقانى )
( [ 11 ] ) . مكر و استدراج الهى را گويند در هر حالتى كه باشد ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 149 ) .
استدراج الهى را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 556 ) .
اى مسلمانان فغان زان نرگس جادوفريب * كو به يك ره برد از من صبر و آرام و شكيب
( سعدى )
ربوده است خاطرفريبى دلش * فرورفته پاى نظر در گلش
( سعدى )
فريب جهان قصّهء روشن است * ببين تا چه زايد شب آبستن است
( حافظ )
مدامم مست مىدارد نسيم جعد گيسويت * خرابم مىكند هر دم فريب چشم جادويت
( حافظ )
( [ 12 ] ) . حافظ
( [ 13 ] ) .
خلق مىگويند جاه و فضل در فرزانگى است * گو مباش اينها كه ما فارغ از اين فرزانهايم
( سعدى )
چون خليل حق اگر فرزانهاى * آتش آب توست و تو پروانهاى
( مولوى )
گر از اين منزل ويران به سوى خانه روم * دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم
( حافظ )
( [ 14 ] ) .
قصد ما ستر است و پاكى و صلاح * در دو عالم خود بدان باشد فلاح
( مولوى )