تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
او به فغان آمده است زين همه تعجيل من * اى عجب و ما به جان زين همه تأخير او
( سعدى ) ( [ 4 ] ) . غيبت و جدا شدن را گويند از مقام وحدت و آمدن به مقام احديّت ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 148 ) . غيبت را گويند از مقام وحدت ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 573 ) . بيرون آمدن سالك از وطن اصلى يعنى عالم بطون به عالم ظهور را فراق ، و از عالم ظهور به عالم بطون را وصال گويند و اين وصال جز از راه مرگ صورى حاصل نمىشود ( تهانوى ، كشّاف ، ص 1135 ) .
در پاى فراق تو شوم كشته * چون وصل تو دسترس نمىآيد
( عطار )
تا توانى پا منه اندر فراق * ابغض الاشياء عندى الطلاق
( مولوى )
زبان خامه ندارد سر بيان فراق * و گرنه شرح دهم با تو داستان فراق
( حافظ ) ( [ 5 ] ) . حافظ . ( [ 6 ] ) . ترك تدبير و اجتهاد سالك را گويند با خداى عزّ و جلّ ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 566 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 149 ) .
احوال شيخ و قاضى و شرب‌اليهودشان * كردم سؤال صبحدم از پير مىفروش
( حافظ )
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات * مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
( حافظ ) ( [ 7 ] ) . آلت دريافتن مغيّبات را گويند ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 150 ) . آلت دريافت را گويند ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 567 ) . تصوّر معنا از طريق كلام و لفظى كه متكلّم بر مخاطب القا كند ( جرجانى ، تعريفات ، ص 126 ) .
هرچه در خاطر عاشق گذرد مىدانى * خوش‌ادافهم و اداياب و ادادان شده‌اى
( صائب )
صائب اگر به يار سخن فهم مىرسيد * مىشد جهان پر از غزل عاشقانه‌اش
( صائب )
اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 286 | مؤلف مجهول / مرضيه سليمانى