تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣

حرف الفاء

ارباب وفا به فاى فيضت فايز * فايض ز تو لطف جسم و جانش جائز گر لب بگشايى به تبسّم بارى * جز فاى فرح به لب نباشد جائز
نكته : فا كنايت است از نهايت كمال لطف الهى و عبارت از اشتمال عنايات نامتناهى ؛ و لهذا در نهايت اسم " لطيف " و " رئوف " افتاده . و از اين سرّ است كه " فى " در حروف جارّه به معنى ظرفيّت آمده تا اشعار باشد به آنكه جميع اعيان در حيطهء لطف بىنهايت و احاطت رأفت الهىاند و در سعت فيض وجودى و رحمت عامّ او گنجيده‌اند . فجر [ 1 ] : طلوع صبح تجلّى را گويند در هر مظهر كه باشد . بيت :
شب قدر است و طى شد نامهء هجر * سلام فيه حتّى مطلع الفجر [ 2 ]
فغان [ 3 ] : اظهار اسرار نهانى و آشكار كردن احوال درونى را گويند . لمؤلفه :
عروس گل چو از حجله برون شد * فغان بلبلان از حد فزون شد
فراق [ 4 ] : بعد و هجران نفس را گويند از حريم وحدت ذاتيّه و هويّت غيبيّه . بيت :
شنيده‌ام سخن خوش كه پير كنعان گفت * فراق دوست نه آن مىكند كه بتوان گفت [ 5 ]
فروختن [ 6 ] : ترك تدابير و استبدال اجتهاد در تدبيرات است به تقديرات ربّانى . فهم [ 7 ] : ادراك غوامض اسرار و انوار الهى را گويند به تقديم مقدّمات نظر صحيح و كشف صريح . فرو رفتن [ 8 ] : حالت استغراق سالك را گويند در ملاحظهء آثار و افعال و صفات الهى .