تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

حرف الياء

بر ياد تو بر زبان من حرف نداست * با حرف نداى تو به گوشم به صداست زين گونه تكلّم و ندا حيرانم * كان " يا " ى نداش از تكلّم پيداست
نكته : چون حرف يا در مراتب عددى ، اول عقود كثرات جمعى است و جامع جميع مراتب آحاد و مبدأ اول هر قسم عشرات كه در عين كثرت به وحدت جمعى اتّصاف دارد ، و بر صورت احد افتاده هرآينه از اين مناسبات ، مظهر انسان كامل است كه " تلك عشرة كاملة " [ 1 ] ؛ چرا كه هم اشتمال دارد بر جميع كثرات و هم مظهر وحدت و جامعيّت است ، و از وجهى منتهاى كثرات است در جانب صعود و از وجهى مبدأ كثرات است در عشرات و جموع ، و جهت ملاحظهء اين دو جهت متقابل كه در يا متحقّق گشته ، گاهى در حالت خطاب ، ندا به حرف يا باشد و گاهى در تكلّم و اشارت به ذات خود ، به يا متكلم شوند . ياقوت [ 2 ] : جوهر نفسى را گويند كه « 1 » از صفات امّارگى و لوّامگى و ملهمگى پاك شده باشد و به صفت صفاى عدالت ، اتّصاف يافته باشد . نظم :
دواى درد دل ما به لب حوالت كن * كه اين مفرّح ياقوت در خزانهء توست [ 3 ]
ياد آوردن [ 4 ] : ادراك مركّب را گويند كه بر معرفت فطرى و سابقهء آشنايى ازلى مترتّب گردد :
" إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ "
[ 5 ] . نظم :
كتاب حق از آن گشته است منزل * كه تا يادت دهد « 2 » آن عهد اول
هامش
( 1 ) . ب : " كه " ندارد . ( 2 ) . ب : كه او يادت دهد