تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ياقوت سرخ همان نفس كلّى است كه نورش با ظلمت وابستگى به جسم آميخته است ، بر خلاف عقل مفارق كه از آن ، درّهء بيضا تعبير مىشود ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 141 ) .
ياقوت جان‌فزايش از آب لطف زاده * شمشاد خوش‌خرامش در ناز پروريده
( حافظ )
من كه از ياقوت و لعل اشك دارم گنج‌ها * كى نظر در گنج خورشيد بلنداختر كنم
( حافظ )
ميان انجمن از لعل او چو آرم ياد * مرا سرشك چو ياقوت در كنار آيد
( سعدى ) ( [ 3 ] ) . حافظ : در نسخهء غنى - قزوينى چنين آمده است : علاج ضعف دل ما به لب حوالت كن . . . . ( [ 4 ] ) . به خاطر آوردن و متذكّر شدن ، فراموش شده‌اى را دوباره به خاطر آوردن ، تذكّر ، تذكار ، به خاطر كسى آوردن شخص يا چيز فراموش شده‌اى را ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء ياد آوردن ) .
آخر نگاهى باز كن وقتى كه بر ما بگذرى * گر كبر منعت مىكند كز دوستان ياد آورى
( سعدى )
چو با حبيب نشينى و باده پيمايى * به ياد آر محبّان بادپيما را
( حافظ )
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد * حقوق بندگى مخلصانه ياد آريد
( حافظ ) ( [ 5 ] ) . قسمتى از آيهء 21 سورهء زمر كه كامل آن چنين است :
" أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ " ؛
مگر نديده‌اى كه خدا از آسمان ، آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‌هايى كه در [ طبقات زيرين ] زمين است راه داد ، آن‌گاه به وسيلهء آن كشتزارى را كه رنگ‌هاى آن گوناگون است بيرون مىآورد ، سپس خشك مىگردد ، آن‌گاه آن را زرد مىبينى ، سپس خاشاكش مىگرداند . قطعا در اين [ دگرگونىها ] براى صاحبان خرد عبرتى است .