قهقهه زد آن جهود سنگدل * از سر افسوس و طنز و غش و غل
( مولوى )
( [ 13 ] ) . معرّب تالشان ، چادر ، چادر قاضى ، نوعى از ردا كه عربان و خطيبان و قاضيان بر دوش اندازند ( لغتنامهء دهخدا ، ذيل واژهء طيلسان ) .
سُبحهداران از پس سبّوح گفتن در صبوح * بر سر زنّار ساغر طيلسان افشاندهاند
( خاقانى )