تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات صوفيان ( متن كامل رساله مرآت عشاق ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مساوات و تناسب تام است كه موسوم به حسن است ، در آن صورت وحدانى به ظهور پيوست و حسن و جمال الهى عبارت از جمعيّت كمالات اسما و صفات است كه لازمهء ذات الهى است كه تسخير اشياى متفرّقه به اين جمعيّت كرده شده و مظهر اين حسن و جمال ، ذات باكمال آن حضرت است ؛ زيرا كه چنانچه صفات مظهر ذات مىشود ، ذات نيز مظهر صفات است ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 406 و 494 ) . جمع كمالات است در يك ذات ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 352 ) . جمعيّت كمالات را گويند در يك ذات و اين جز حق تعالى را نبود ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 556 ؛ پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 97 ) .
حُسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد * اين همه نقش در آيينهء اوهام افتاد
( حافظ )
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت * آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت
( حافظ )
حُسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود
( حافظ ) ( [ 6 ] ) . مانعى را گويند كه عاشق را از معشوق بازدارد به نوعى از انواع از جهت عاشق ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 556 ) . مانعى كه عاشق را از معشوق بازدارد ( دارابى ، لطيفهء غيبى ، 10 ضميمه ) . افتادن و نقش‌پذيرى صور كونى است در قلب و مانع قبول تجلّى حق است ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ص 128 ) . هركه از درگاه حق دور مىافتد ، حجاب ظلمت او را بهتر از حجاب نورانى است ؛ حجاب ظلمانى مانند ارتكاب مناهى و لذّات طبيعى و حجاب نورانى مثل علوم رسمى و عبادات عادّى . حجاب ظلمانى را بهتر از آن جهت فرمود كه مىداند كه آنچه مىكند ، بد است و لايق نيست و البتّه موجب پشيمانى و عجز و افتقار است ؛ و حجاب نورانى را بدتر به سبب آن فرمود كه چون در صورت طاعات است ، البتّه آن را نيك مىداند و راه گناه به خود نمىبرد ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، ص 513 ) . اصل حجاب چهار چيز است : دوستى مال ، دوستى جاه ، تقليد مادر و پدر و معصيت ( نسفى ، انسان كامل ، ص 97 ) .