حرف الهاء
چون " ها " به دو ديده در رُخت حيرانم * بر هم ننهم چشم كه عاطل مانم
سر تا قدمم چشم چو " ها " بايستى * تا حقّ تماشاى تو كردى جانم
نكته : چون ظهور معنى در مراتب وجود و صحايف شهود بر پنج عالم كلّى منحصر است ، چنانچه در مقدّمه اشارت به عوالم خمس و حضرات الهيّه كرده شده بود ، هرآينه در صحيفهء ارقام و حروف كونى رقمى كه مجملا اشعار به آن عوالم خمس نمايد ، لازم نمود تا به حسب اجمال در كتابت و عبارت ، كنايت باشد و به آن صورت معنى مطلق در اعيان خارجى و تعيّنات نفس امرى به نوعى جلوهگر گردد كه الف به ظهور ذات احديّت و مطلق معنى اشعار مىنمود و بر آن قياس " ها " اشارت باشد به احاطه و شمول معنى بر جميع مراتب كونى ؛ و لهذا اسم " اللّه " ابتدا به الف يافت و انتها به ها ؛ و قرب مخرج الف و ها هم مؤكد اين سرّ است .
و ابتداى لفظ " هو " كه عبارت از اعتبار ظهور ذات احديّت است در اعيان و حقايق كونيّه ، و مشير به عوالم خمس است و اواخرش كنايت از مراتب است كه در مقدّمه گذشته ، تا عارف مشتاق در هاىوهوى ملاحظهء اجمالى از ظهور تفاصيل معنى در اعيان اكوان به عين عيان نمايد . شعر :
اقول و روح القدس نفّث فى نفسى * [ و ] انّ وجود الحقّ من عدد الخمس
[ 1 ]
و هميشه عارف در صلوات خمس سرّ پنج بودن عوالم را به ديدهء " هاى " هويّت مشاهده كند .
هويّت غيبيّه [ 2 ] : عبارت از ذات معنى است به شرط اطلاق . و هم معبّر به وحدت