( [ 3 ] ) . سورهء حديد ، آيهء 3 ؛ اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى داناست .
( [ 4 ] ) . باز آمدن از جنبهء عشق ( كاشانى ، اصطلاحات الصوفية ، ضميمهء 371 ) .
صحو بازگشت عارف به احساس پس از غيبت و زوال احساسش ( جرجانى ، تعريفات ، ص 98 ) .
افاقت را گويند از غلبهء عشق به حسب صفات اندرونى و بيرونى كه عبارت از صحو است ضد سكّر ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 199 ) .
افاقت است از غلبهء عشق ، صفات درونى و بيرونى را و عبارت از صحو اول است ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 563 ) .
عاشقان چون به هوش بازآيند * پيش معشوق در نماز آيند
( عطار )
در كوى خرابات كسى را كه نياز است * هشيارى و مستيش همه عين نماز است
اسرار خرابات به جز مست نداند * هشيار چه داند كه در اين كوى چه راز است
( عراقى )
هشيار شو كه مرغ چمن مست گشت هان * بيدار شو كه خواب عدم در پى است هى
( حافظ )
( [ 5 ] ) . التفات است بر غير حق ، درونى و بيرونى ( عراقى ، اصطلاحات صوفيه ، ص 573 ) .
در اصطلاح ، التفات ظاهرى و باطنى به غير حق را گويند ( تهانوى ، كشّاف ، ص 1532 ) .
التفات درونى و بيرونى و ظاهرى و باطنى را گويند به غير حق ( سبحانه عزّ و جلّ ) يعنى التفات ما سوى اللّه را گويند . چه هجران به فتح در لغت از كسى بريدن و جدايى كردن است ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 198 ) .
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد * زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
( حافظ )
بس مرا از زندگانى مرگ كو تا جان دهم * مرگ خوشتر كين چنين با درد هجران زيستن
( عراقى )
( [ 6 ] ) . همّ قصد به كار خير يا شر پيش از انجام آن است . همّت ، توجّه قلب و قصد آن -