حرف الجيم
شد حسن تو از دو جيم زلفت به كمال * يك جيم جلال است و يكى جيم جمال
پيچيده شده سه تار زلفت بر هم * بر روى تو هر پنج شده شكل هلال
نكته : چون از حدوث حرف با مفهوم شد كه از الحاق امتداد طولانى الف با امتدادى ديگر كه عرضى و ثانى امتدادات باشد ، رسم با بر صحيفهء شهود ظاهر شود ، تا حرف با مشير باشد به ظهور اثنينيّت ميان علّت و معلول ، اكنون چون اعتبار نسبت و اضافت فعل و انفعال ميان علّت و معلول لازم آيد ، مراتب علل و مراتب معلولات متحقّق شود .
هرآينه با آن دو امتداد بايى كه مرتبهء معلولى بود ، امتداد ديگر كه رابطه و نسبت بين بين است ، البتّه ناچار افتد و اين ثالث امتدادات خواهد بود و از رسم سه امتداد متخالف ، صورت جيم مرسوم گردد و نقطه كه در مرتبهء رسم به آن موضوع بود ، به همان وضع در ضمن آن جيم مرتسم گشت تا مبدئيت نقطه درين نهايت جمعيّت امتدادات هم نمايان باشد و از تلاحق اين سه امتداد ظهورى ، مراتب ثلاثهء " عقل كل " و " نفس كل " و " طبيعت كلّ " تحقّق پذيرفت ؛ چرا كه در مرتبهء ثالثه جسم را از اعتبار سه امتداد طولى و عرضى و عمقى لازم است و سه امتداد متخالف كه در عالم رقم مرسوم گردد ، به صورت " ج " نمايان گردد كه ثالث مراتب اكوان است .
پس مظهر و رقم جسم باشد و جسم همچون جيم سه نوع باشد : افلاك و عناصر و مواليد . سه بودن جيم در عدد ارقام ، مشعر به اين احكام است و چون اعتبار ظهور كثرات كه " با " بدايت آن بود ، در " جيم " به كمال رسيد ، هرآينه زوجيّت " با " در مرتبهء " جيم " كه