و قال عليه السّلام :
انا الغفور الرّحيم و انّ عذابى هو العذاب الاليم « 1 » .
تأويل اين كلام بحسب ظاهر از روى تحقّق و تخلّق و مظهريّت روشن است و به زبان اشارت تأويل توان نمود كه غفر پوشش و رحم بخشش ، پس مىفرمايد كه :
چون حقيقت ولايت « 2 » مطلقه منم ، پس بر جميع مستعدّان كمال گناه لوازم بشريّت و مقتضيّات طبيعت و وجود خودى موهوم ايشان را مىپوشم و پوشانندهء امور منافى كمال و بخشندهء كمال انسانى و خصوصيّات تجلّيات نورانى و لوازم آن « 3 » منم ، و عذاب من كه عبارت است از بىبهره بودن از نسبت من و جهل و نادانى داشتن بشأن من ، عذابى دردناك و سوزندهتر از همه عذابها است ، زيرا كه محرومى از نسبت من ، محرومى از كمال مطلق است و كدام عذاب برابر اين عذاب است .
و پوشيده نخواهد بود كه مقرّر اهل رياضت است كه تا حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب يا در غيبت يا در واقعه نبينند ايشان را فتح نمىشود و اين لا شىء از سيّد محمّد لار ( رحمه اللّه ) « 4 » شنيد كه گفت : در « 5 » وقتىكه مرا شيخ به خلوت نشاند مدّتى فتح نشد تا در واقعهء ديدم كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و نئى از طلا در دست ، يك سر آن را بر « 6 » سينهء من بر بالاى دل نهادند و دهان مبارك خود بر سر « 7 » ديگر آن نهاده چند نفس دميدند مرا آغاز « 8 » فتح شد [ و از سيّد محمّد سرمست شنيدم كه گفت : مرا مدّتى فتح نمىشد ، شبى امير المؤمنين على عليه السّلام را در خواب ديدم يا در واقعه ، به بدنى در كمال بزرگى و قامتى در غايت بلندى كه سر بالا بايد كرد كه روى مبارك آن حضرت را ديد ، آنگاه مرا بنياد فتح شد ] « 9 » پس اين معنى تأييد صورت تأويلى كه كردهاند مىنمايد ، و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) - د : العذام .
( 2 ) - د : حقيقت مطلقه .
( 3 ) - د : لوازم منم .
( 4 ) - ر ض : « لار » را ندارد .
( 5 ) - د : تشبيه در وقتىكه شيخ .
( 6 ) - ر ض : در .
( 7 ) - اصل بر سر آن ديگر .
( 8 ) - ر ض : بنياد .
( 9 ) - عبارت داخل [ ] را ندارد .