و قال عليه السّلام :
انا اقتل القتلتين أحيا مرّتين و اظهر الاشياء كيف شئت .
تواند بود كه قتلتين از روى تأويل اشاره باشد به قتل حضرت اسماعيل و به قتل عبد اللّه والد حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) و احياى مرتين به فداى هر دو تواند بود كه مراد در نشئتين جمال و جلال باشد و مىفرمايد عليه السّلام كه : در هر مرتبه از احياء و قتل اظهار اشياء نمودم ، چنانچه خواستم و دانستم كه مطابق و موافق نشأة قتل و احيا است و اكنون نيز اگر خواهم اظهار مىنمايم ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا الّذى رميت وجه الكفّار و بكفّ تراب فرجعوا هلكى ، انا الّذى جحدوا ولايتى الف امة فمسخوهم .
به صيغه مجهول مضبوط شده و ضمير هم بدل از او خواهد بود و دليل بر دنائت احوال جاحدان مىفرمايد عليه السّلام كه : منم آن جهت ولايتى كه به غلبه آن محمّد رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كف خاك بر روى كافران انداخت در شب هجرت و ايشان به هلاكت ذاتى خود بازگشتند و آن منم كه هزاران امت انكار ولايت من كردند يعنى انكار نبىّ خود ، پس مسخ شدند و به صورت صفتى كه بر ايشان غالب بود و باعث انكار مىشد برآمدند و سرّ اين مكرّر مذكور شد .
و قال عليه السّلام :
انا المذكور فى سالف الزمان و خارج و ظاهر فى آخر الزمان .
تواند بود كه مراد از زمان سالف و آخر سالف آخر همين نشأة باشد و تواند بود