و « 1 » و با زياده شد . صورت حال با آن « 2 » نبى گفتند و وحى آمد كه ايشان « 3 » مثل « 4 » مذبح در پهلوى او ساختهاند « 5 » و آن نه تضعيف مكعّب است . پس استعانت به افلاطون كردند و « 6 » گفت : چون « 7 » شما را نفرت از هندسه بود ، حقّتعالى شما را به اين صورت تنبيه فرمود ؛ هرگاه « 8 » كه استخراج خطّين ميان خطّين بر « 9 » نسبت واحده توانيد « 10 » كرد ، مقصود حاصل شود . » « 11 »
و تحقيق كلام درين مقام آنكه خطّ اب را طول مذبح فرض كنيم و خطّ اح « 12 » را ضعف آن « 13 » ، بر وجهى كه زاويهء ب ا ح قائمه باشد و تتميم مسطّح ا ب ك ح و وصل قطر ا ك و تنصيف او بر نقطهء ط و اخراج خطّين ك ح ك ب « 14 » به استقامت كنيم و كنار مسطره بر نقطهء ا نهيم و او را تحريك كنيم بر خطّين مخرجين تا خطّين ر ط ه ط متساوى شوند . اكنون ا ب ب ه ر ح ح ا اربعهء متواليهاند بر نسبت واحده ، يعنى نسبت ا ب به ب ه چون نسبت ب ه به ر ح است و چون نسبت ر ح به ح ا ؛ براى آنكه اگر قطر ب ح كه به ضرورت بر نقطهء ط گذرد وصل كنيم و از نقطهء ط عمود ط ح بر خط ح ك اخراج كنيم ، البتّه منصّف ح ك است و سطح ك ر در ر ح با مربّع ح ح مثل مربّع ح ر است به شكل ششم از مقالهء دوم « 15 » كتاب اقليدس ، و مربّع ح ط را مشترك سازيم ، پس سطح ك ر در ر ح با مربّعين ح ح ح ط يعنى با مربّع ح ط به شكل عروس مثل مربّعين ح ر ح ط است يعنى ، مربّع ر ط و به مثل اين بيان كنيم كه سطح ك ه در ه ب با مربّع ط ب يعنى با مربّع ح ط مثل مربّع ط ه است يعنى ر ط . پس سطح ك ر در ر ح مثل « 16 » سطح ك ه در ه ب است . پس نسبت ك ر به ك ه يعنى نسبت ا ب به ب ه به شكل چهارم از مقالهء ششم و شانزدهم از پنجم مثل نسبت ه ب به ر ح است به شكل شانزدهم از مقالهء ششم و مثل نسبت
هامش
( 1 ) .E: - و .
( 2 ) .D: به آن .
( 3 ) .C: + كه .
( 4 ) .D: + آن .
( 5 ) .EG: ساختند .
( 6 ) .C: + او .
( 7 ) .C: - چون .
( 8 ) .F: هرگه .
( 9 ) .E: به .
( 10 ) .B: توانند .
( 11 ) . نزهة الأرواح 1 : 25 - 26 .
( 12 ) .D: اج .
( 13 ) .E: - آن .
( 14 ) .D: د ج د ب .
( 15 ) .G: دويم .
( 16 ) .E: در ه ب با مربع ح ط مثل مربع ط ه است يعنى ر ط پس سطح در در رح مثل .