فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد * ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد
دل مانند چشمه است « 1 » و سرچشمه عالم ملكوتست . تو راه آب از درون چشمه انباشتهاى و راهى چند از بيرون گشادهاى و آبهاى « 2 » تيره مىآيد و در چشمه فاسد مىشود . اگر اين « 3 » راهها به خلوت و عزلت مسدود سازى و آب فاسد بنفى خاطر بيرون « 4 » كنى و راه اصلى به رياضت بگشائى ، دل تو مجمع و منبع آب حيات شود و از نفس تو دلهاى مرده زنده گردد و به زبان حال « 5 » گوئى ، ظ :
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند * وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
بىخود از شعشعهء پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلّى صفاتم دادند
فتح
بعضى اعراض تامّ از حكمت داشتهاند « 6 » و بعضى حكمت را مقصد اقصى پنداشتهاند « 7 » ، و كمال جامعيّت آنست كه در اقسام حكمت عملى از تهذيب اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن و در « 8 » اقسام رياضى از هيئت و هندسه و حساب و موسيقى « 9 » و در اكثر مسائل طبيعى موافق حكما باشى و در الهيّات و بعضى از « 10 » طبيعيّات موافق صوفيّه . و اينطور مشابه است بطور ابى هريره « 11 » ، رضى اللّه عنه ، « 12 » كه در حرب صفّين مىگفت :
« الصّلاة خلف علىّ أتمّ و طعام معاوية أدسم « 13 » و التّلّ أسلم . »
شمس الدّين شهرزورى « 14 » در تاريخ الحكماء گويد : « وبائى « 15 » در زمان افلاطون پيدا شد و مردم را مذبحى « 16 » بود به شكل مكعّب و وحى آمد به يكى از انبياى بنى اسرائيل كه تضعيف آن مذبح كنند « 17 » تا و با مرتفع « 18 » شود . ايشان در پهلوى آن مذبح مثل آن بساختند
هامش
( 1 ) .CDG: چشمهايست .
( 2 ) .F: + چند .
( 3 ) .F: آن .
( 4 ) .F: برون .
( 5 ) .A: حالى .
( 6 ) .EG: داشتند .
( 7 ) .D: پنداشته ،EG: پنداشتند .
( 8 ) .B: - در .
( 9 ) .F: موسيقى .
( 10 ) .G: - از .
( 11 ) .E: ابو هريره .
( 12 ) .DF: - رضى . . .
( 13 ) .E: اوسم .
( 14 ) .C: شهرروزى ،DF: شهروزى ،G: سهررودى .
( 15 ) .D: وباء .
( 16 ) .D: مذبح .
( 17 ) .C: كنيد .
( 18 ) .F: بر طرف .