فتح
طريق اشراق برزخى است ميان تفكّر و تصوّف ، و اشراقيان را تحقيقات شريفه و تدقيقات لطيفه مىباشد و صاحب مكاشفات صورى و مشاهدات معنويند و قدماى حكما همه اشراقى بودهاند « 1 » و بعضى انبيااند و بعضى اوليا و اقسام حكمت را بوحى و الهام معلوم كردهاند . و گويند اغاثاذيمون « 2 » شيث است و هرمس هرامسه كه مدوّن احكام نجوم و طلسمات و طبّ است ادريس ، و لقمان شاگرد داود « 3 » بود و فيثاغورس شاگرد سليمان . و افلاطون خاتم حكماى اشراقى است و ارسطو كه شاگرد او بود طريق نظر پيش گرفت و « 4 » وزير اسكندر ذو القرنين پسر فيلقوس رومى بود و حكمت را تدوين كرد و او را « معلّم اوّل » گويند و حكما در ركاب او مىرفتند و استفاده مىكردند و لهذا ايشان را « مشّائين » « 5 » گويند .
و بعد از « 6 » ارسطو حكمت تحريف يافت و اعظم اسباب تحريف نقل كتب حكميّه بود از لغت يونان بلغت عرب . و ابو نصر فارابى تصانيف « 7 » بسيار كرد و تارك دنيا بود و در سنهء اربعين « 8 » و ثلاثمائة وفات يافت ؛ و فاراب موضعى است از تركستان .
و ابو على حسين بن عبد اللّه بن « 9 » سينا در صفر سنهء سبعين و ثلاثمائة در ولايت بخارا متولّد شد « 10 » . و او در شهوات و لذّات تابع نفس بود و اوّل ملازم نوح بن منصور سامانى شد و التماس كرد كه كتبخانه به او سپارند و بسى فايده از آن كتب يافت و در آخر آتش به كتبخانه « 11 » افتاد و تصانيف قدما و ابو نصر بسوخت و او را باحراق آن كتب متّهم ساختند .
و چون سامانيان بىسامان شدند و دولت ايشان منقضى گشت ، سلطان محمود قصد قتل او مىكرد ، بگريخت و به همدان رفت و چون حكيم همدان بود ، شمس الدّوله او را وزير خود ساخت و بعد از وفات او به علاء الدّوله ، صاحب اصفهان ، پيوست و امام يافعى
هامش
( 1 ) .E: بودند .
( 2 ) .A: اغاثاديمون ،C: اغاثاريمون ،D: آغاثاذيمون .
( 3 ) .F: او .
( 4 ) .E: - و .
( 5 ) .CE: مشائيين .
( 6 ) .D: - از .
( 7 ) .CG: تصنيف .
( 8 ) .G: اربع .
( 9 ) .FG: - بن .
( 10 ) .C: شده .
( 11 ) .C: كتابخانه .