مىكند آن را و مرگ درمىنوردد آن را . مالهاى ما - براى خداوندان ميراث گرد مىكنيم آن را ؛ و سرايهاى ما - براى ويران شدن در روزگار بنا مىكنيم آن را . بسا شهرها در كنارههاى جهان كه به حقيقت بنا كرده شده است ، گشت ويران و جزا داد مرگ اهلهاى آن را . س :
تا چند ترا طول امل خواهد بود * انديشهء جاه يا عمل خواهد بود
تا چشم بهم زنى گريبان حيات * ناگاه به قبضهء اجل خواهد بود
حكايت
گويند يكى در كوفه خانهاى خريد و كاغذ به مرتضى داد كه قباله بنويسد و او نوشت :
« هذا ما اشترى ميّت عن ميّت دارا فى بلدة المذنبين و سكّة « 1 » الغافلين ، الحدّ الأوّل منها ينتهى إلى الموت و الثّانى إلى القبر و الثّالث إلى الحساب و الرّابع إمّا إلى الجنّة و إمّا إلى النّار . » پس اين ابيات نوشت .
تخويف نفس بحشر و تهديد او بنشر « 2 »
و لو أنّا إذا متنا تركنا * لكان الموت راحة كلّ حىّ
و لكنّا إذا متنا بعثنا * و نسأل بعده عن كلّ شىّ
مىفرمايد : اگر باشد آنكه ما چون بميريم ، ترك كرده شويم ، هرآينه باشد مرگ آسايش هر زنده . و ليكن ما چون بميريم ، برانگيخته شويم و پرسيده شويم بعد از آن از هر چيز .
س :
گر عالم آخرت نبودى اى دل * از مرگ شدى راحت مردم حاصل
ليكن چو حساب و حشر خواهد بودن * انديشه بكن كه هست مردن مشكل
هامش
( 1 ) .G: سكنة .
( 2 ) .A: - تخويف . . .