بواسطهء حرص و توجّه به دنيا از مقصود بازماند ، و گوهر شبچراغ ذكرست كه نور آن مشاهد سالك مىشود و مردم ساده پندارند كه آن نور را بقوّت باصره مىبينند و غلط است ؛ چه اگر چشم بهم نهند ، همچنان بينند . و مىتواند بود كه اين مثل روح و نفس باشد « 1 » .
هدايت نفس برضا و تنبيه او به اطاعت قضا
لا تعتبنّ على العباد فإنّما * يأتيك رزقك حين يؤذن فيه
سبق القضاء لوقته فكأنّه * يأتيك خير الوقت أو تأتيه
فثقن بمولاك الكريم فإنّه * للعبد أرأف من أب ببنيه
و أشع غناك و كن لفقرك صائنا * يضنى حشاك و أنت لا تبديه
فالحرّ ينحل جسمه إعدامه * فكأنّه من نفسه يخفيه
إشاعة : آشكارا كردن . و إضناء : نزار كردن . و إنحال : لاغر كردن .
مىفرمايد : خشم مگير بر بندگان خدا ؛ چه نيايد به تو روزى تو ، مگر آن هنگام كه دستورى داده شود در آمدن . پيشى گرفت قضا مر وقت آن را ، پس گويا او آيد به تو در بهتر وقت يا « 2 » آئى تو به او . پس استوار باش به خداوند كريم خود ؛ چه به درستى كه او مر بنده را مهربانترست از پدر به پسران خود . و آشكارا كن توانگرى خود را و باش مر درويشى خود را نگاهدارنده ، نزار كند تهيگاه ترا و تو فاش نكنى آن را . پس آزاده لاغر مىكند تن « 3 » او را نايافتن او ، پس گويا او از نفس خود پنهان مىكند آن را . س :
تا چند بيابان امل پيمودن * بيهوده قدم به جستوجو فرسودن
هر چيز « 4 » بوقت خويشتن دربندست * تا وقت نمىرسد نخواهد بودن
هامش
( 1 ) .C: + و اللّه اعلم بحقايق الامور .
( 2 ) .A: ايا .
( 3 ) .E: - تن .
( 4 ) .C: چند .