تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
فكن رجلا رجله فى الثّرى * و هامة همّته فى الثّريّا أبيّا لنائل ذى ثروة * تراه لما فى يديه أبيّا فإنّ إراقة ماء الحيا * ة دون إراقة ماء المحيّا
إظماء : تشنه كردن . و ثريّا : پروين . و إراقة : ريختن آب و خون و مثل آن . و محيّا ( بضمّ ميم و تشديد ياء ) : روى . مىفرمايد : چون تشنه گرداند ترا پنجه‌هاى مردان ، بس باشد ترا قناعت بسيرى طعام و سيرابى . پس باش مردى كه پاى او باشد در خاك ، و تارك همّت او باشد « 1 » در پروين . سرباززننده مر بخشش خداوند توانگرى را كه بينى او را براى آنچه در دو دست اوست سرباززننده ؛ چه به درستى كه ريختن آب زندگى فروترست از ريختن آب روى . س :
گر هست ترا ز نور حقّ سيمائى * زنهار كه آبرو نريزى جائى هركس كه توكّل به خدا دارد و بس * هرگز نكند به غير حقّ پروائى

نكته

گويند در ظلمات چشمه‌ايست كه آب آن چشمه از بهشت مىآيد و شرب آن موجب دوام « 2 » و بقاست و آن چشمه را « چشمهء حيوان » خوانند و آن آب را « آب حيات » . و اسكندر طالب آن آب بود و به كنار ظلمات آمد و باتّفاق خضر پيغمبر ، عليه السّلام ، روان شدند و هريك گوهر شب‌چراغ « 3 » داشتند و در ميان ظلمات بسر دو راه « 4 » رسيدند و خضر به راهى برفت « 5 » و اسكندر « 6 » به راهى ، و چشمه دران طرف بود كه خضر رفت و به مقصود رسيد و اسكندر چهل روز در ظلمات سرگردان بود و بازگشت . و محقّقان گويند اين مثل دو سالك است كه از ظلمات فناء فى اللّه آب حيات بقاء باللّه كه بيان آن در فاتحهء سادسه گذشت طلبند ، و يكى بواسطهء « 7 » ترك و تجريد و تهذيب اخلاق به مقصود رسد و يكى
هامش
( 1 ) .E: - باشد . ( 2 ) .CG: + حياة . ( 3 ) .F: شب‌چراغى . ( 4 ) .G: دوراهى . ( 5 ) .G: مىرفت . ( 6 ) .AE: سكندر . ( 7 ) .E: به وساطت .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 786 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين