سنحنح اللّيل كأنّى جنّى * أستقبل الحرب بكلّ فنّ
معى سلاحى و معى مجنى * و صارم يذهب كلّ ضغن
أقصى به كلّ عدوّ عنّى * لمثل هذا ولدتنى أمّى
مراد از عامين سال هشتم و نهم ؛ چه نيش بازل كه شتر نيشبرآمده است درين دو سال برمىآيد . و سنّ : دندان و زاد . و السّنحنح : العرّيض الّذى يسنح كثيرا للأعداء .
و الجنّىّ « 1 » : الواحد من الجنّ . و الفنّ : الواحد من الفنون ، و هى الأنواع . و إذهاب : بردن . و توهّم نكنى كه اختلاف روى در أمّى و ساير قوافى غلط است ؛ چه مخرج ميم قريب است به مخرج نون و مثل اين اختلاف باقرب مخرج نزد اهل عروض مسمّاست به « اكفاء » و آن را جائز دارند و از عيوب قافيه شمارند .
مىفرمايد : به حقيقت شناخت آن حرب كه درو « 2 » چند بار مقابله « 3 » واقع شد كه من شتر نيش برآمدهء دو سال هشتم و نهم نوسنّم . ظاهرشوندهء شبم « 4 » ، گويا من جنّىام ، پيشباز مىروم حرب را بهر نوعى . با من است آلت حرب من و با من است سپر من ، و شمشيرى « 5 » برنده كه مىبرد هر كينه را . دور مىكنم به آن هر دشمن را از خود ، براى مانند اين زائيده است مرا « 6 » مادر من . س :
در حرب كسى نيست مقابل ما را * انواع شجاعت است حاصل ما را
هربار كه ما به جنگ بستيم كمر * كردند نظر مردم كامل ما را
تخويف يكى از كفّار بتيغ ظفرنگار
سيف رسول اللّه فى يمينى * و فى يسارى قاطع الوتين
و كلّ من بارزنى يجينى * أضربه بالسّيف عن قرينى
محمّد و عن سبيل الدّين * هذا قليل عن طلاب العين
هامش
( 1 ) .E: - و .
( 2 ) .A: دران .
( 3 ) .E: مقاتله .
( 4 ) .E: سيم .
( 5 ) .E: شمشير .
( 6 ) .G: مر .