نهى از ارتكاب غربت كه مؤدّيست بتفرقه و كربت
يا قوم لا ترغبوا فى غربة أبدا * إنّ الغريب غريب حيث ما كانا
غربة : از وطن جدا شدن .
مىفرمايد : اى قوم من ، رغبت مكنيد در غربت هرگز ؛ به درستى كه غريب غريب است آنجا كه هست . س :
اى چشم مرا ز ماه رخسار تو نور * زنهار كه از خانه مشو هرگز دور
خالى ز كدورتى نديدم غربت * باشد همه جا شام غريبان مشهور
شكايت از فسق فاسقان و فجور منافقان
لو لا الّذين لهم ورد يقومونا * و آخرون لهم سرد يصومونا
تدكدكت أرضكم من تحتكم سحرا * لأنّكم قوم سوء ما تطيعونا
ورد ( بكسر ) : نوبت . و سرد : پياپى روزه داشتن . و تدكدكت الجبال : أى صارت دكّاوات ، و هى رواب « 1 » من طين ، واحدها دكّاء . « 2 »
مىفرمايد : اگر نبودندى آنان كه مر ايشان راست نوبتى كه برمىخيزند « 3 » و ديگران كه مر ايشان راست پياپى روزه داشتنى كه روزه مىگيرند ، تلّها شود زمين شما از زير شما در سحرى ؛ براى آنكه شما قومى بديد كه فرمان نمىبريد . س :
دارند جماعتى عبادت باهم * وز غايت طاعتند دايم خرّم
گر طاعت اين طايفه مانع نشود * در روى زمين زلزله باشد هردم
نفى تأثير نجوم در اهل حقايق و علوم
أتانى يهدّدنى بالنّجوم * و ما هو من شرّه كائن
هامش
( 1 ) .E: دوابى ، نسخ ديگر : روابى .
( 2 ) . صحاح : 1584 .
( 3 ) .C: برمىخيزيد .