مهين ( بفتح ) : زبون .
مىفرمايد : آنچه نمىشود ، پس نمىشود به چاره هرگز . و آنچه او شونده است ، زود مىشود . زود مىشود آنچه او شونده است در وقت خود ، و برادر نادانى در رنجافكندهء اندوهناك است . مىشتابد توانا ، پس نمىيابد بشتاب خود بهرهاى را ، و فيروز مىشود سست و زبون . س :
آن كس كه نيافت از خدا دولت و بخت * هرچند كه كوشيد نشد « 1 » صاحب تخت « 2 »
هر چيز كه مىشود بتقدير خداست * بىحكم قضا برگ نهافتد « 3 » ز درخت
ارشاد به تسليم و خرسندى و منع عجب و خودپسندى
إذا المرء لم يرض ما أمكنه * و لم يأت من أمره أزينه
و أعجب بالعجب فاقتاده * و تاه به التّيه فاستحسنه
فدعه فقد ساء تدبيره * سيضحك يوما و يبكى سنه
إعجاب : بعجب « 4 » افكندن ؛ و عجب ( بضمّ ) : خودبينى ؛ و أعجب بالعجب از قبيل
قَرَّبا قُرْباناً
« 5 » . و اقتياد : كشيدن . و باء براى تعديه . و استحسان : نيكو شمردن . و قوله تعالى :
ساءَ ما يَعْمَلُونَ
« 6 » فساء فيه يجرى مجرى « بئس » . و سنة : سال .
مىفرمايد : چون مرد خشنود نباشد بهآنچه ممكن شود او را و نيايد « 7 » از كار خود به آراستهتر آن و افكنده شود بعجب ، پس بكشد او را و سرگشته كند او را تكبّر ، پس نيكو شمارد آن را ، پس بگذار او را ؛ چه به حقيقت بد است تدبير او ، زود بخندد روزى و بگريد سالى . س :
هركس كه شود بعقل ناقص مغرور * وز مشرب ارباب صفا باشد دور
بگذار كه جان دهد به ظلمت شب و روز * وز نور يقين دلش نگردد مسرور
هامش
( 1 ) .E: نشود .
( 2 ) .E: بخت .
( 3 ) .CDG: نيفتد .
( 4 ) .E: تعجب .
( 5 ) . المائدة : 27 .
( 6 ) . المائدة : 66 .
( 7 ) .G: نيابد .