روز « 1 » گذارد كه ملامت كند ترا ملامتكننده . س :
آنست برادر كه خورد غصّه و غم * روزى كه كشى ز دشمنان رنج و الم
نى « 2 » آنكه دهد قوّت ايشان به ستم * وز جهل كند ترا ملامت همه « 3 » دم
حكايت
طبرى گويد : عقيل بن ابى طالب در محرّم سنهء اربعين كه سال شهادت مرتضى بود پنهان برفت و با معاويه بيعت كرد و مرتضى بگريست و اين دو بيت فرمود . س « 4 » :
در كوى جفا قدم نهادى آخر * اوراق وفا بباد « 5 » دادى آخر
با مردم تيره همنشينى كردى * چون اشك ز چشم ما فتادى آخر
اظهار تأسّف و پريشانى در انهدام اركان مسلمانى
ليبك على الإسلام من كان باكيا * فقد تركت أركانه و معالمه
لقد ذهب الإسلام إلّا بقيّة * قليل من النّاس الّذى هو لازمه
مراد از « اركان اسلام » : كلمهء شهادت و نماز و روزه و حجّ و زكات . و المعلم : أثر يستدلّ به على الطّريق . و بقيّة : بازمانده .
مىفرمايد : بايد كه بگريد بر اسلام كسى كه باشد گرينده ؛ چه به حقيقت ترك كرده شده است اركان آن و نشانههاى آن . هرآينه به حقيقت رفت اسلام مگر بازماندهاى ، اندك است از مردم آنكه او لازم آنست . س :
فرياد كه رنگ و بوى اسلام نماند * مطلق اثرى ز وحى و الهام نماند
بودى همه روز ركن اسلام قوى * آن رفت و ميان خلق جز نام نماند
هامش
( 1 ) .G: دور .
( 2 ) .G: بى .
( 3 ) .E: هر .
( 4 ) .C: - س . در تاريخ طبرى نيامده - تاريخنامهء طبرى 2 : 670 .
( 5 ) .A: به ياد .