روز ، بر روشنى خداوند دميدن ، مىپوشاند روشنى ستارهها . س :
اى از تو بناى آسمان گشته بلند * در گردن سركشان ز حكم تو كمند
روشن شده از مهر تو فانوس فلك * در آتش تو ستاره مانند سپند
و يا فالق الصّباح * و يا فاتح النّجاح
و يا مرسل الرّياح * بكورا مع الرّواح
فينشأن بالغيوم
بكور : بامداد كردن . و النّشء : إحداث الشّىء و تربيته . « 1 »
مىفرمايد : اى شكافندهء بام ، و اى گشايندهء درهاى فيروزى ، و اى فرستندهء بادها ، در وقت بامداد كردن با شامگاه كردن ، پس پيدا « 2 » مىكند آن بادها ابرها را . س :
اى صبح ازل از تو منوّر گشته * وز فضل تو نُه چرخ مدوّر گشته
خواهيم نجات از تو دران « 3 » روز كه ما * بينيم گناه خود مصوّر گشته
و يا مرسى الرّواسخ * أوتادها الشّوامخ
فى أرضها السّوانخ * أطوادها البواذخ
من صنعه القديم
إرساء : بر جاى به داشتن . و رسوخ و رسخ : استوار و بيخآور شدن . و وتد ( بكسر ) : ميخ .
و شموخ : بلند شدن . و سنوخ : استوار شدن . و البواذخ « 4 » من الجبال : الشّوامخ .
مىفرمايد : اى برجادارندهء كوههاى استوار كه ميخهاى آن بلندست در زمين استوار او ، كوههاى بلند آنست از كار ديرينهء او . س :
اى حلم تو استوار و ثابت چون كوه * وز قهر تو در انفس و آفاق شكوه
هرچند كه من خلق جهان مىبينم * از فيض تو بىبهره نشد هيچ گروه
هامش
( 1 ) . مفردات : 807 .
( 2 ) .E: - پيدا .
( 3 ) .BDE: آن .
( 4 ) .E: البوادخ .