تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
جزادهنده‌ايست كافى . س :
اى برده فرو به مردمى ريشهء خويش * زنهار مكن غير كرم پيشهء خويش از صورت انتقام بايد شستن * در چشمهء مهر لوح انديشهء خويش

منع از بخل كه لازم خساست است و ارشاد بجود كه مستلزم رياست است « 1 »

لا تبخلنّ به دنيا و هى مقبلة * فليس ينقصها التّبذير و السّرف و إن تولّت فأحرى أن تجود بها * فالشّكر منها إذا ما أدبرت خلف
نقص « 2 » : كم كردن ( از اوّل ) . و سرف : گزاف‌كارى كردن . و أحرى : سزاوارتر . و خلف الشّىء : ما قام « 3 » مقامه . مىفرمايد : بخل مكن به دنيا و او روآورنده باشد ؛ چه نيست كه كم كند او را خرج كردن بىاندازه و گزاف‌كارى كردن . و اگر پشت بركند ، پس سزاوارترست كه بخشش كنى به آن ؛ چه شكر ازو « 4 » ، چون پشت بركند ، عوض است . س :
اى يافته از فضل خدا هر كامى * زنهار منه به راه باطل گامى چون هست ترا ز فيض حقّ اكرامى * بايد كه بانعام برآرى نامى

دم زدن از مقام تفويض و رضا و سپردن عنان ارادت بدست قضا

ما لى على فوت فائت أسف * و لا ترانى عليه ألتهف ما قدّر اللّه لى فليس له * عنّى إلى من سواى منصرف فالحمد للّه لا شريك له * ما لى قوت و همّتى الشّرف أنا راض بالعسر و اليسار فما * تدخلنى ذلّة و لا صلف
هامش
( 1 ) .G: - است . ( 2 ) .E: تنقيص . ( 3 ) .E: + به . ( 4 ) .E: + و .