حرف الفاء
اميدوار ساختن گناهكاران و ترسانيدن اميدواران
أيا صاحب الذّنب لا تقنطن * فإنّ الإله رءوف رءوف
و لا ترحلنّ بلا عدّة * فإنّ الطّريق مخوف مخوف
رحلة : كوچ كردن ( از ثالث ) .
مىفرمايد : اى خداوند گناه ، نااميد مشو ؛ چه به درستى كه معبود مهربانست ، مهربانست . و كوچ مكن بىساز راه ؛ چه به درستى كه راه ترسناك است ، ترسناك است « 1 » .
س :
اى داده مرا بلطف بسيار نويد * هرگز نبرم ز نخل فضل تو اميد
با اينهمه گر ياد كنم قهر ترا * لرزد تن من ز پاى تا سر چون بيد
هامش
( 1 ) .B: نااميد مشو چه به درستى كه راه ترسناكست .