من السّموم ، و الجمع : الذّراريح ، و قال سيبويه : واحد الذّراريح ذرحرح . « 1 » و إليك : اسم فعل بمعنى ابعد . و مخلب : ناخن شير و چنگال مرغ .
مىفرمايد : اى عمرو ، به حقيقت گرم شد تنور آهنين و افروخته شد آتشى بر تو و برانگيخته شد كارى شنيع . و بهم دادند دليران كاسهء مرگ را ، در آنست ذراريح و زهر آبخوار كرده . پس دور شو از من كه نيابد « 2 » ترا ناخن من ، پس باشى چون دى كه بازنمىگردد . س :
امروز منم به زور سرپنجه علم * وز تيغ من است قامت خصم قلم
در معركه بر خصم جهان سازم تنگ * وانگاه فرستمش بصحراى عدم
إنّى امرؤ أحمى حماى بعزّة * و اللّه يخفض من يشاء و يرفع
إنّى إلى قصد الهدى و سبيله * و إلى شرائع دينه أتسرّع
و رضيت بالقرآن وحيا منزلا * و بربّنا ربّا يضرّ و ينفع
فينا رسول اللّه أيّد بالهدى * فلواؤه حتّى القيامة يلمع
شريعة : راه دين . و تسرّع : شتافتن . و القرآن « 3 » فى الأصل مصدر كرجحان ، قال اللّه تعالى :
إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
« 4 » و قد خصّ بالكتاب المنزل على محمّد ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، و صار له كالعلم . « 5 » و إنزال : فروفرستادن .
مىفرمايد : به درستى كه من مردىام كه حمايت مىكنم جاى خود را به عزّت ؛ و خدا پست مىكند ، هرك را مىخواهد ، و برمىدارد ، هرك را مىخواهد . به درستى كه من بهدايت رساننده « 6 » بمطلوب و به راه خدا و به راههاى دين خدا مىشتابم . و خشنود شدم من به قرآن ، وحيى « 7 » فروفرستاده ، و به پروردگار ما ، پروردگارى كه گزند مىكند و سود مىكند . در ميان ما رسول خدا تقويت كرده شد « 8 » بهدايت ، پس علم او تا قيامت « 9 » مىدرخشد . س :
هامش
( 1 ) . صحاح : 362 - 363 .
( 2 ) .E: نبايد .
( 3 ) .C: القرآن .
( 4 ) . القيامة : 17 .
( 5 ) . مفردات : 667 - 668 .
( 6 ) .E: رسانيده .
( 7 ) .C: وحى .
( 8 ) .A: شده ،E: - شد .
( 9 ) .E: تا به قيامت .