تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
مصاحبة : با كسى صحبت داشتن و همراهى كردن . و تصنّع : خويشتن را برآراستن « 1 » . و إنقاع : آب‌خوار كردن . مىفرمايد : حذر كن از مصاحبت لئيمان ، كه ايشان بازدارند از تو صفاى دوستى خود « 2 » و آرايند خود را . ايشان اهل محبّتند ، مادام كه دهى تو ايشان را خشنودى ؛ و چون بازدارى ، پس زهر ايشان براى تو آب‌خوار كرده است . س :
گر يافته‌اى صحبت مردان اى دل * از صحبت سفله رو بگردان اى دل با مردم بد نيك نباشد نيكى * وز كردن آن شوى پشيمان اى دل لا تفش سرّا ما استطعت إلى امرئ * يفشى إليك سرائرا تستودع فكما تراه بسرّ غيرك صانعا * فكذا بسرّك لا محالة يصنع و إذا ائتمنت على السّرائر أخفها * و استر عيوب أخيك حين تطلّع
لا محالة : أى لا بدّ من حال يحول . و تطلّع : ديده‌ور شدن . مىفرمايد : فاش مكن راز خود را ، مادام كه توانى ، به مردى كه فاش مىكند به تو رازها كه به وديعت نهاده شده پيش او ؛ كه چنانچه مىبينى او را براز غير خود كننده ، پس همچنين براز تو ناچار خواهد كرد . و چون امين ساخته شوى بر رازها ، پنهان دار آن را ، و « 3 » بپوشان عيبهاى برادر خود را ، آن زمان كه مطّلع شوى بران . س :
هركس كه حديث غير گويد به تو باز * زنهار كه او را نكنى محرم راز سرّى كه ز دوست يا ز دشمن شنوى * گر سر برود پيش كسان « 4 » فاش مساز لا تبدأنّ بمنطق فى محفل * قبل السّؤال فإنّ ذاك يشنّع فالصّمت يحسن كلّ ظنّ بالفتى * و لعلّه خرق سفيه أرقع ودع المزاح فربّ لفظة مازح * جلبت إليك بلابلا لا تدفع
هامش
( 1 ) .E: پيراستن . ( 2 ) .E: - خود . ( 3 ) .E: انها را و . ( 4 ) .E: كسى .